راهنمای نحوه ارسال

در این قسمت شما را با نحوه ارسال اسنادتان از طریق سایت آشنا خواهیم نمود

ارسال اسناد

برای ارسال عکس فیلم اسناد و ... اینجا کلیک بفرمایید

تاریخچه نفت

تاریخچه نفت

 

پالایشگاه آبادان در صد سال گذشته

اگر چه نزدیک به یک قرن است که واژه نفت با نام آبادان عجین شده است با این حال اگر بخواهیم سفری در تاریخ آبادان داشته باشیم، سفری طولانی پیش رو خواهیم داشت که به طور حتم ناگفته‌ها بسیار خواهد بود. تاریخ‌نگاران نشانه‌های حیات این شهر را از دوران ایلامی و سلسله هخامنشیان تخمین زده‌اند. آبادان به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی در مسیر تجارت بازرگانان نیز قرار داشته و اقوام مختلفی در آن سکونت کرده‌اند، همزیستی شایسته فرهنگ‌ها و ادیان را می‌توان در آثار تاریخی آن به خوبی مشاهده نمود. این شهر در دوران‌های مختلف به نام‌های متعددی شهرت یافته است که آخرین آن در دوره اسلامی به نام عبادان مأخوذ از (عباد) به معنی پرهیزکار است که در سال 1314 شمسی با مصوبه فرهنگستان ملی به (آبادان) تغییر نام یافت. در آبادان هستیم، پیشینه تاریخی و تجربه یک قرن هنر پالایش نفت با خلق حماسه‌های متعدد به‌ویژه استقامت 8 ساله در دفاع مقدس. طوری که آبادان را به فولاد آبدیده تبدیل کرده است و مردمی دلیر که مقاومت را برای جهانیان معنا کرده‌اند، حماسه آفریدند و دشمن را پشت دروازه‌های شهر زمین‌گیر نمودند تا آبادان همچنان آبادان بماند. مردم خونگرم و مهمان‌نواز پذیرای مسافران هستند تا شهر در جوش و خروش باشد. مسجد رنگونی‌های شهر یادآور کارکنان برمه‌ای، هندی و پاکستانی در پالایشگاه است. نمونه‌ای از احترام به ملل دیگر در جوهره وجودی مردم این دیار است. آبادان که در دهه‌های گذشته یکی از مراکز عالی آموزشی در سطح کشور و منطقه محسوب می‌شد همچنان با وجود دبیرستان‌ها و هنرستان‌هایی با عمر بالای هفتاد سال در مراکز آموزشی جدید جوانان متخصصی را برای ایرانی آباد آموزش می‌دهد. با همه این اوصاف هنوز نفت در این شهر جایگاه ویژه‌ای دارد.

یکصد سال پیش وقتی کارشناسان انگلیسی در مسجدسلیمان ناامیدانه آخرین تلاش‌ها را برای اکتشاف نفت انجام می‌دادند، در چاه شماره یک نفتون  مسجدسلیمان جستجوها به ثمر نشست نفت در عمق 360 متری کشف شد. عملیات حفاری در چاه‌های دوم و سوم ادامه یافت و منابع عظیم نفتی مسجدسلیمان به اثبات رسید و بدین ترتیب اولین میدان نفتی خاورمیانه به نام مسجدسلیمان آراسته گشت. این در حالی بود که ویلیام ناکس دارسی انگلیسی قرارداد کشف و بهره‌برداری نفت سراسر ایران را به جز پنج استان شمالی به مدت 60 سال در اختیار داشت. منطقه آبادان به دلایل برخورداری از دو رودخانه آب شیرین، راه داشتن به آب‌های آزاد دنیا و نزدیک بودن به مسجدسلیمان برای احداث پالایشگاه انتخاب گردید. عملیات احداث پالایشگاه در سال 1288 آغاز و در سال 1291 شمسی با 2500 بشکه در روز به بهره‌برداری رسید. در حالی که مردم ایران از این ثروت ملی بهره‌ای ناچیز داشتند، در سال 1293 شمسی نخستین محموله نفتی از ایران به غرب ارسال شد. پالایشگاه آبادان یکی از مهم‌ترین مراکز سوخت‌رسانی نقش بسیار اساسی را در جنگ‌های جهانی اول و دوم ایفا نمود، که اگر پالایشگاه آبادان نبود سرنوشت جنگ چیز دیگری بود. اهمیت این پالایشگاه برای استعمارگران چنان بود که در طول دوران نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران، آبادان در کانون توجه جهانیان قرار گرفت. انگلیسی‌ها با مقاومتی که از سوی ملت ایران مواجه شدند امتیازات زیادی پیشنهاد کردند تا آبادان را به هر نحو ممکن حفظ کنند، ولی آگاهی  و هوشیاری مردم راه را بر آنان سد نمود و بالاخره انگلیسی‌ها ناباورانه از پالایشگاه آبادان رخت بربستند و صنعت نفت ایران ملی شد. با اینکه ایرانیان شاغل در پالایشگاه به صورت تدریجی ولی با قدم‌های استوار نبوغ  ذاتی خود را بروز می‌دادند. با این حال وجود اولین مرکز آموزش فنون نفت خاورمیانه در آبادان که پس از کالج نفت در منچستر انگلیس و انستیتو فنی واشنگتن آمریکا سومین مرکز آموزش نفتی در جهان محسوب می‌شد. کمک شایان توجهی به ایرانیان نمود. در سال 1324 اوج شکوفایی و گسترش پالایشگاه آبادان بود. در این سال به عنوان بزرگ‌ترین پالایشگاه جهان در صنعت نفت خودنمایی کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی، استعمارگران به شیوه‌های مختلف سعی بر متوقف کردن امواج انقلاب اسلامی را داشتند و بازگشت به کشور را در سر می‌پروراندند، زمزمه‌های شیطانی در مرزهای غربی و جنوب غربی کشور شعله‌های کینه را با تحمیل جنگ برافروختند، آبادان در نزدیکی مرز تهدید می‌شد ولی مردم مقاوم آن، خواب خفاشان را برهم زده بودند، خشم دشمن بر پالایشگاه و شهر معطوف شد، بمباران با گلوله‌های مختلف و حملات هوایی صدمات جدی بر پالایشگاه وارد ساخت. دود و آتش پالایشگاه را به کام خود فرو برد تا اینکه پالایشگاه از مدار تولید خارج شد. در این سال‌ها کارکنان  با اجرای پدافند غیرعامل و پوشش دستگاه‌های حساس و همچنین جانبازی تمام و تقدیم چندین شهید سعی در حفظ این منافع ملی داشتند به طوری که اقدام آنان پشتوانه‌ای شد برای بازسازی پس از جنگ. کارکنان وزارت نفت در کنار کارکنان پالایشگاه خارج از  تصور کارشناسان نفتی جهان کمتر از پنج ماه فاز اول پالایشگاه را با 130 هزار بشکه بازسازی و فصل جدیدی برای نوآوری‌ها، خلاقیت‌ها و تلاش‌های کارکنان ایرانی گشوده شد تا همزمان با ترمیم صدمات جنگ، بازسازی تجهیزات و دستگاه‌های فرسوده حاصل از عمر طولانی آنها نیز در دستور کار قرار گیرد.

مطالعه و تثبیت ظرفیت پالایشگاه آبادان که از سال 1385 شروع و تا سال 1388 به اتمام رسید، با سرمایه‌گذاری قابل توجه به عنوان دومین طرحی است که این شرکت از محل منابع داخلی خود در آن سرمایه‌گذاری کرد. طرح احداث مجتمع کت‌کراکر در پالایشگاه آبادان با هدف احداث واحدهای جدید کت‌کراکر / الکیلاسیون/ ایزومریزاسیون/ تولید گوگرد/ بازیافت اسید سولفوریک/ آمین و تصفیه گاز مایع به اجرا درآمد. با اجرای این طرح روزانه 5/6 میلیون لیتر بنزین موتور/  2.3 میلیون لیتر نفت سفید و 8 میلیون لیتر نفت گاز به محصولات پالایشی افزوده شد، مدت زمان احداث این مجتمع و واحدهای تابعه پالایشگاه آبادان در فاصله سال‌های 85 تا 88 در نظر گرفته شده است. هدف از اجرای طرح نوسازی، افزایش ظرفیت واحد تقطیر در جو از 130000 بشکه در روز به 180 هزار بشکه در روز است که با کاهش تولید نفت کوره و افزایش تولید بنزین و سایر فرآورده‌های سبک مثل نفت سفید و نفت گاز توسط پیمانکاران داخلی راه‌اندازی شده است. اجرای فاز یک نوسازی مقدمه اجرای فاز سه با ساخت مجتمع کت‌کراکر بود که هم‌اکنون خوراک واحد کت‌کراکر در این واحد تولید می شود.

همچنین با اجرای فاز دو نوسازی، واحدهای قدیمی پالایشگاه با واحدهای جدید جایگزین و واحدهای 70 ساله از مدار تولید خارج می‌شوند. از ویژگی‌های دیگر این طرح اصلاح کیفیت محصولات تولیدی با استانداردهای جدید است. هم‌اکنون تأمین خوراک واحد آروماتیک بندر امام به میزان 1800 بشکه در روز، تأمین گاز خوراک پتروشیمی آبادان به میزان سه میلیون فوت مکعب، تولید حلال‌های مختلف و تولید روزانه سیصد تن قیر برای خوراک شرکت پاسارگاد و تأمین دو هزار بشکه در روز پنتان برای پتروشیمی بندر امام و 500 تا هزار بشکه در روز خوراک روغن‌سازی ایرانول از دیگر تولیدات پالایشگاه آبادان است.

پالایشگاه آبادان دارای یک بندر مهم صادرات فرآورده نفتی و نفت کوره به نام بندر صادراتی ماهشهر است این بندر با در اختیار داشتن 8 اسکله و مخزنگاه مواد نفتی و ایستگاه‌های بارگیری دریائی و مخلوط‌کننده‌های نفتی، وسایل کنترل و آزمایشگاه قادر است نفتکش‌هائی با حداکثر ظرفیت 80 هزار تن را در خود جای دهد.

بزرگ‌ترین واحد تصفیه پساب صنعتی در پالایشگاه آبادان احداث شده است، این واحد روزانه 10800 متر مکعب تصفیه آب زلال صنعتی مورد نیاز واحدهای مختلف پالایشگاه را پس از برطرف کردن آلودگی زیست‌محیطی وارد مدار می‌کند. مدیریت شرکت پالایش نفت آبادان با پشتوانه سال‌ها خلاقیت و خودکفائی در زمینه‌های ساخت و بازسازی همگام با فن‌آوری (فناوری) روز، طرح‌های راه‌اندازی و جایگزینی  بخش‌های جدید را عملیاتی نموده است، همچنین بالا بردن کیفیت و افزایش انواع فرآورده‌ها مد نظر می‌باشد، در حال حاضر میزان تولید فرآورده‌های نفتی این پالایشگاه حدود 22درصد مجموع تولید پالایشگاه‌های کشور است. چنانچه بهره‌برداری از پالایشگاه جدید نفت خام فوق سنگین انجام پذیرد مجموع تولیدات به 540 هزار بشکه در روز یعنی نزدیک به ظرفیت پیشین پالایشگاه خواهد رسید.

بزرگ‌ترین پالایشگاه جهان

یک سال پس از پیدایش نفت خام در سال 1287 شمسی در مسجدسلیمان، اولین کلنگ احداث پالایشگاه آبادان به زمین زده شد و در سال 1291 با ظرفیت 2500 بشکه در روز شروع به کار نمود. در سال 1320 وجود «جرثقیل اکوان» در  کنار اروندرود و پالایشگاه آبادان نقش زیادی در پیشگیری از جهانگشایی هیتلر داشته است. برای نمونه به کمک آن در عرض 6 ماه توانستند 369 هواپیمای بمب‌افکن، 186 جنگنده، 137دستگاه لوکوموتیو، یک واگن آمبولانس، 17 هزار تن مواد و کالای عمومی از عرشه کشتی‌ها تخلیه و به روسیه ارسال کنند. علاوه بر این تهیه و تحویل 12 درصد بنزین هواپیماهای متفقین از سوی این پالایشگاه تأمین می‌شد. نقش بی‌بدیل و موثر اعتصاب کارکنان پالایشگاه آبادان و درگیری با انگلیسی‌ها در «ملی شدن صنعت نفت» و تقدیم بیش از یک سوم شهدای صنعت نفت در دفاع مقدس فراموش‌ناشدنی است. پالایشگاه آبادان ملقب به بزرگترین پالایشگاه جهان تا قبل از مهرماه 1359 دارای ظرفیت تولیدی حدود 630 هزار بشکه در روز بوده است.

 

مروری بر رویدادهای یکصد سال پالایش نفت در آبادان

اکتشاف نفت در ایران توسط رینولدز (چاه شماره یک مسجدسلیمان)

ویلیام ناکس دارسی (میلیونر استرالیایی نخستین کسی بود که با روش‌های جدید روز و دستگاه‌های حفاری مکانیکی در ایران به حفر چاه جهت اکتشاف نفت پرداخت. در نیمه اول سال 1908م سرمایه شرکت دارسی رو به پایان بود و هنوز نفتی کشف نشده بود. روسای شرکت به مسئول عملیات که مهندسی به نام رینولدز بود، دستور توقف عملیات را دادند ولی او که در محل، وضع را بهتر ارزیابی کرده بود چند روزی از اجرای دستور توقف خودداری کرد و به حفاری ادامه داد. سرانجام در روز پنجم خرداد 1287 خورشیدی (1908م) مته حفاری به لایه نفت با فشار از چاه فوران کرد. عمق چاه 360 متر بود. دومین چاه که 10 روز بعد به نفت رسید 307 متر عمق داشت. با به نفت رسیدن این دو چاه وجود نفت به مقدار زیاد در ایران به اثبات رسید و صنعت نفت ایران به عنوان اولین تولیدکننده نفت در منطقه خاورمیانه فعالیت خود را آغاز کرد).

نفت در سیاست و امنیت جهانی اوایل قرن بیستم

خبر كشف نفت در ايران به سرعت در سراسر جهان پيچيد. دو سال بعد، شركت نفت انگليس و ايران، با سرمايه يك ميليون پوند، براى بهره‌بردارى از منابع نفت در ايران تأسيس شد و ديگر محدوديت منابع مالي، مانعى براى توليد و اكتشاف در ايران به شمار نمى‌رفت. صف‌هاى طولانى و چندپشته جلوى بانك‌هايى كه سهام شركت نفت انگليس و ايران را به فروش مى‌رساندند، رونق بازار نفت را نويد مى‌داد.

با تشكيل شركت جديد، نقش دارسى در حد يكى از مديران و سهام داران شرکت تنزل يافت. اين شركت به سرعت رشد كرد. طولى نكشيد كه اولين پالايشگاه خاورميانه در آبادان احداث شد و در تاريخ يكم دى 1291 اولين محموله نفتى از آبادان راهى بازار جهانى شد. نيروى دريايى انگلستان كه از ديرباز، با نيروى دريايى آلمان رقابتى آشكار و نهان داشت، برنامه بلندپروازانه‌ی تغيير سوخت كشتى‌ها از زغال سنگ به نفت را در سر مي پروراند. به يكباره احساس نياز به دستيابى به منابع نفت چنان قوت گرفت كه در سال 1292، چرچيل در پارلمان حضور يافت و با نطقى، به تعبير نشريه «تايمز لندن» عالمانه، در باب منافع ملى نفتى انگلستان هشدار داد: «اگر نتوانيم به نفت دسترسى يابيم، نخواهيم توانست غله، پنبه و هزار و يك كالاى ضرورى ديگر را به دست آوريم». اين گونه تفكرات روز به روز قوت گرفت. چرچيل در جايگاه رئيس ستاد نيروى دريايى، در اختيار داشتن سهم عمده‌اى از «شركت نفت انگليس و ايران » و قرارداد بلند مدت خريد نفت با اين شركت را براى حفظ توان و آمادگى رزمى نيروى دريايى، ضرورتى گريزناپذير تلقى مى‌كرد و سرانجام، چندماه پيش از آغاز جنگ جهانى اول، موفق شد با پرداخت 2 ميليون ليره،50 درصد از سهام اين شركت را به خود اختصاص دهد. به اين ترتيب، نفت به مؤلفه‌اى مؤثر در مسائل امنيتى و سياسى تبديل شد.

موافقت‌نامه والی خوزستان و شرکت نفت ایران و انگلیس به منظور خرید زمین جهت تاسیس پالایشگاه آبادان

موافقت‌نامه‌ای بین طرفین به امضاء رسید که شامل نکات زیر بود:

- خرید زمین‌های آبادان از سوی شرکت نفت برای ساخت یک پالایشگاه

- دادن تضمین به شرکت نفت برای استقرار خطوط لوله نفتی در منطقه خوزستان

- حق کشتیرانی شرکت نفت روی کارون و اروندرود

امضای دومین قرارداد نفتی پس از قرارداد دارسی

32 سال پس از امتیاز دارسی در 10 اردیبهشت 1312، دومین اتفاق مهم در تاریخ قراردادهای نفتی ایران رخ داد و قرارداد جدیدی بین ایران و شرکت نفت انگلیس‌وایران منعقد شد که در تاریخ، به قرارداد 1933 مشهور است. آنچه باعث تغییر در قرارداد دارسی شد، به چند سال قبل بازمی‌گشت، دنبال تولید نفت در مسجدسلیمان و آغاز فعالیت پالایشگاه آبادان، بر سر نحوه تفسیر قرارداد و اجرای آن، بین دولت ایران و شرکت نفت انگلیس‌وایران اختلاف افتاد. یکی از موضوعات مورد مناقشه برای ایران، نحوه محاسبه 16درصد درآمد خالص نفت بود که ایران به آن اعتراض داشت.

اعتصاب اعضای اتحادیه‌های کارگری

در اعتراض به شرایط نامساعد کارگران ایرانی مناطق نفتی تحت پوشش شرکت نفت انگلیس‌وایران اتحادیه‌های کارگری در اعتراض به شرایط نامساعد کارگران ایرانی مناطق نفتی تحت پوشش شرکت نفت ایران، انگلیس دست به اعتصاب زدند. در مقابل، شرکت نفت انگلیس‌وایران نیز به منظور مقابله با این حرکت، اقلیتی از کارگران را تحریک کرده تا اتحادیه جداگانه تشکیل دهند و در بوق جدا کردن خوزستان از ایران بدمند. ادامه اعتصاب، به شورش و درگیری منجر شد و در روز 23 تیرماه 1325 به اوج خود رسید که در نتیجه آن حدود 50 نفر کشته و بیش از 150 نفر زخمی شدند. در این ماجرا، دولت انگلیس نیروهای خود را در بصره به حالت آماده‌باش درآورد و 2 کشتی جنگی به آبادان اعزام کرد.

ملی شدن صنعت نفت

روز 24 اسفندماه، گزارش کمیسیون نفت مبنی بر ملی شدن صنعت نفت ایران با اکثریت آرا به تصویب مجلس شورای ملی رسید و چند روز بعد در 29 اسفندماه با وجود اعتراض شدید دولت انگلستان، طرح در مجلس سنا نیز تصویب و همان روز به امضای شاه رسید. بعدا 29 اسفندماه به عنوان روز ملی شدن صنعت نفت و تعطیل عمومی اعلام شد.

آبادان، 29 اسفند و ملی شدن صنعت نفت

در سمت چپ جاده بریم به مرکز شهر، جنب دروازه اصلی پالایشگاه، یک ساختمان دو طبقه قدیمی به نام دفتر مرکزی (جنرال آفیس) قرار دارد که تصویر حماسی کارکنان مبارز در حال نصب پرچم ایران، زینت‌بخش کتب تاریخی و پشت‌صحنه روایت‌گران تاریخی در سیمای کشور است. در مقابل دفتر مرکزی، رودخانه اروند جاری است؛ مسیری که با جریان آب، انگلیسی‌ها را از آبادان بیرون راند. 29 اسفند 1329 رخداد ماندگاری در تاریخ مبارزات مردم ایران بود؛ به طوری که بازتاب وسیع آن در مطبوعات جهان به سرشکستگی انگلیس افزود.

روزنامه ظفر چاپ ترکیه: سیاست ملی کردن نفت ایران در سیاست انگلیس، آمریکا و خاورمیانه تاثیر عمیقی خواهد داشت و ممکن است موجب یک مصیبت بین‌المللی شود.

نشریه اومانیته فرانسه: ملی شدن صنعت نفت در ایران علاوه بر نتایج مستقیم آن که قطع نفوذ سیاسی و اقتصادی انگلستان از خاورمیانه است، آثار مهم و شگرفی در خاورمیانه خواهد داشت.

نشریه فری‌بورژوا چاپ سوئیس: ملت ایران با جنبش قابل تحسینی که در راه احقاق حقوق خود کرده، لیاقت خویش را به اثبات رسانیده است.

منچستر گاردین: اقدام برای ملی شدن نفت، سایر کشورهای خاورمیانه از جمله عراق و مصر را بیدار کرده است.

در چنان وضعیتی که می‌رفت تا اراده مردم تحقق پذیرد، مجلس نیز به نخست‌وزیری دکتر مصدق رای مثبت می‌دهد و بدین‌سان گام اول در اجرای اصل ملی شدن نفت یعنی تشکیل شرکت ملی نفت ایران برداشته می‌شود که متعاقب آن هیئت مدیره موقت، در تاریخ 19 خرداد 1330 به آبادان می‌ایند. نفت ملی می‌شود، پرچم انگلیس به زیر کشیده و پرچم ایران بر فراز جنرال آفیس برافراشته می‌گردد اما کودتای 28 مرداد، کام ایرانیان را تلخ می‌کند. رژیم پهلوی ابقاء و این بار، انگلیس به اتفاق آمریکا و... به غارت نفت می‌پردازند. تا اینکه نهضت اسلامی که شیر نفت بسته و نفت تحت مدیریت اسلامی با نگاه به آینده از آن صیانت می‌گردد؛ همچنان که بیداری اسلامی فراگیر می‌شود.

خلع ید و اخراج انگلیسی‌ها از آبادان

خلع‌يد از شركت نفت انگليس و ايران و در پي آن قطع منافع انگلستان‌، اين كشور را با خسارات‌ اقتصادي سنگيني مواجه كرد. چرا كه مهم‌ترين درآمد ارزي دولت انگلستان‌، به ميزان ماهانه حدود چهل ‌ميليون دلار، از منابع نفتي ايران تامين مي‌شد! و اين خسارت در شرايطي كه انگلستان مشكلات ‌اقتصادي پس از جنگ جهاني دوم را مي‌گذراند، موضوعي عادي تلقي نمي‌شد. ضمن اين كه جريان ‌خلع‌يد به لحاظ سياسي نيز ضربه بزرگي به انگلستان وارد مي‌كرد. براي كشوري كه تا آن زمان خود را قدرت بلامنازع مي‌شناخت‌. تحمل چنين خساراتي قابل پذيرش نبود.

پس از تصویب قانون ملی شدن نفت و بلوکه کردن فعالیت‌های کمپانی نفت انگلیس، مدیران این شرکت و دولتمردان انگلیسی راه‌های مختلفی را برای آنچه احقاق حق خود می‌نامیدند آزمودند. ایجاد ناآرامی در مناطق نفت خیز جنوب و تشویق غیرمستقیم کارکنان به اعتصاب، اعزام نماینده ویژه دولت بریتانیا، "استوکس" و رایزنی با دولت ایران و پس از آن توصل به امریکا و درخواست از این کشور به میانجی‌گری بین ایران و انگلیس و همچنین طرح دعوی در دادگاه بین‌المللی لاهه نمونه‌هایی از این اقدامات بودند.

انگلیسی‌ها وقتی از مذاکره و رایزنی با دولتمردان ایرانی ناامید شدند، کوشیدند تا با تهدید به اهداف خود برسند. آنها صاحبان نفتکش‌ها را تهدید کردند که اگر نفت ایران را بارگیری نمایند، آنها را به حمل نفت مسروقه متهم خواهند کرد و بدین ترتیب برای فروش نفت ایران تحریم بوجود آوردند. گذشته از این، انگلستان صدور کالا به ایران را ممنوع کرد و بانک انگلیس نیز تسهیلات بازرگانی و اعتباری ایران را معلق ساخت.

انجام این‌گونه رفتارهای خشن و تهدید آمیز از جانب دولت وقت انگلستان، ایران را در اخراج اتباع انگلیسی از ایران مصمم‌تر نمود. مجلس ایران برای رویارویی با اعلان جنگ اقتصادی از جانب بریتانیا، قانونی را به تصویب رساند که به موجب آن افراد متهم به اجرای خرابکاری‌های برنامه‌ریزی شده از جانب بیگانگان در تاسیسات نفتی، مستحق مجازات اعدام تشخیص داده شدند و همزمان با ارسال نامه‌ای به "ادیک دریک" مدیرعامل وقت کمپانی انگلیس در ایران، وی را به عدم توجه و انجام خرابکاری در تاسیسات نفتی ایران متهم نمودند!

"دریک" شتابزده با یک هواپیمای کوچک از ایران گریخت و وقتی خود را به انگلستان رسانید در جلسه کابینه شرکت و اظهار داشت اگر برای منافع انگلستان در ایران و آبادان کاری نکنید، سرانجام خیلی بیشتر از آن و از جمله کانال سوئز را از دست خواهید داد!

اشاره "دریک" به شکستن ابهت و عظمت امپراتوری بریتانیا در کشورهای تحت استعمارش بود و می‌خواست به دولتمردان انگلیسی هشدار دهد که اهمال در مسئله ایران می‌تواند به منزله تهدید منافع بریتانیا در تمامی آسیا و آفریقا باشد.

با چنین گزارش‌هایی‌، انگلستان بار دیگر مسئله استفاده از نیروی نظامی برای تصرف آبادان را روی میز بررسی گذاشت و تدارک پنهانی گسترده‌ای را نیز در این زمینه به انجام رساند. تجهیز نیروهای انگلیسی مستقر در بصره در راستای این برنامه بود.

به موازات این امر ایران به باقیمانده کارکنان انگلیسی کمپانی نفت یک هفته مهلت داد تا کشور را ترک نمایند. چند روز پس از آن نیز آیت‌ا... کاشانی یک روز را به عنوان روز انزجار از انگلیس تعیین و تعطیل ملی و عمومی اعلام نمود.

وضعیت برای کارکنان انگلیسی مستقر در مناطق نفت‌خیز مساعد نبود. آنها از جاهای مختلف مناطق در آبادان جمع شده بودند و منتظر حوادث بعدی مضطرب و نگران اخبار را دنبال می‌کردند.

رزم‌ناو انگلیسی "موریتس" بر روی مصب رودخانه اروند انتظار آنان را می‌کشید تا به بندر بصره در عراق منتقل‌شان کند. و انگلیسی‌ها با آبادان وداع ‌کردند. آنها مطمئن نبودند که بتوانند بار دیگر در شرجی آبادان نفس بکشند!

تا نیمروز تمامی اتباع انگلیسی مستقر در آبادان به رزم‌ناو موریتس منتقل شدند و به آهستگی در دل آبها به سمت بصره به حرکت درآمدند و دسته‌جمعی با بزرگ‌ترین پالایشگاه جهان و غنی‌ترین دارایی‌های خود در ایران خداحافظی می‌کردند. در طول چالش بین ایران و انگلیس در مسئله ملی شدن نفت، این خفت‌بارترین عقب‌نشینی برای آنان بود و در عین حال اوج حقارتی که امپراتوری بریتانیا تا آن روز به خود دیده بود.

انگلستان البته بیکار ننشست. تحریم نفتی ایران هدف اصلی انگلستان در این زمینه بود و در مقابل نیز جهت جلوگیری از افزایش قیمت نفت در سطح جهان نیز این کشور با همکاری امریکا، کمیته‌ای متشکل از بیست کمپانی نفتی تشکیل داد تا با افزایش تولید در ایالات‌متحده‌، عربستان سعودی، کویت و عراق، نیاز بازارهای جهانی را تامین کنند تا افزایش قیمتی بوجود نیاید.

انگلستان در عرصه سیاسی نیز با ارائه شکایت به سازمان ملل کوشید با استفاده از ابزار دیپلماسی کاری کند تا وداع اتباعش با آبادان زیاد طولانی نشود، اما دفاع هیئت ایرانی از منافع ملی خود در شورای امنیت این راه را نیز بر استعمار بست...

نصب تابلوی شرکت ملی نفت ایران به جای شرکت انگلیس‌وایران

پس از ملى شدن صنعت نفت در اسفندماه 1329 خورشيدى، جريان خلع يد از شركت نفت انگليس و ايران در خردادماه 1330 رويدادى تاريخى است كه بارها به آن پرداخته شده است از نكات به يادماندنى اين رويداد، تهيه و نصب تابلوى هيأت مديره بود كه همواره AIOC در خرمشهر، به عنوان نماد پيروزى ايرانيان بر در كانون توجه افكار عمومى قرارداشت.

هيأت خلع يد با مدیران شركت نفت انگليس وايران ملاقات كردند و تصميم دولت ايران مبنى بر تحويل گرفتن امور بهره بردارى نفت از شركت انگليس و ايران را به اطلاع آنان رساندند.

مديران AIOC به خوبى متوجه عزم ملى ايرانيان براى در دست گرفتن مديريت صنعت نفت بودند، به همين دليل به سرعت در ساختمان خود، دفترى براى آنان درنظر گرفتند. ساعت 12:50 همان روز، هيأت مديره موقت دردفتر خود مستقر شدند و ساعتى بعد تابلويى كه يك روز قبل از آن تهيه شده بود بر سر در ورودى ساختمان نصب شد.

محاصره اقتصادی انگلیس علیه مردم ایران و پالایشگاه آبادان

در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت دولت انگلیس که حتی با اقدامات حقوقی هم موفقیتی به دست نیاورده بود، به محاصره اقتصادی و مانورهای نظامی متوسل شد. با فشار انگلستان شرکت‌های بزرگ نفتی از بارگیری نفت ایران سرباز زدند. انگلیس از متحدان اروپایی خود خواست که فعالیت اتباع خود را در شرکت ملی نفت ایران به حال تلیق درآورد. انگلیس همچنین ارسال تجهیزات مورد استفاده تصفیه خانه آبادان را ممنوع کرد و مانع صدور آهن، فولاد و حتی قند و شکر و چای و کالاهای اساسی مورد نیاز مردم ایران شد!

سهم خاطره‌انگیز کارکنان پالایشگاه آبادان در حماسه 57

1357/8/1

شایعاتی از رادیو رژیم پهلوی پراکنده می‌شود تا شاید کارگران اعتصابی را به سر کارهای خود بازگردانند. آنها شایع کرده‌اند رئیس هیئت مدیره وقت موافقت کرده است طی پانزده روز آینده با درخواست افزایش دستمزد آنها موافقت نماید و رئیس گارد پالایشگاه را که تقاضای برکناری او جزء خواسته‌های کارکنان اعتصابی بوده، از کار برکنار سازد. شایعه تاثیر ندارد و دامنه اعتصابات گسترده‌تر می‌شود. شعارها و گفتار کارکنان همان رهنمودها و فرامین امام خمینی(ره) است که از نجف‌اشرف منتشر می‌گردد.

 1357/8/9

اعتصابات کارکنان صنعت نفت، تولید و صادرات نفت ایران را کاهش داده است. به گفته دولت موقت شریف‌امامی این وقفه روزانه تا 57 میلیون دلار به اقتصاد ایران لطمه وارد می‌سازد؛ نخست‌وزیر خائن وقت در مجلس اعلام می‌کند که اعتصابات کارکنان صنعت نفت خیانت به مملکت است. در همان روز به دستور وی ارتش کلیه تاسیسات نفتی را تصرف نموده و به کارکنان اعلام می‌کند اگر تا سه روز دیگر به سر کار خود بازنگردند از کار برکنار خواهند شد. کسی توجه‌ای به این حرف‌ها نمی‌کند. کم‌کم اعتصابات صنعت نفت ماهیت سیاسی خود را آشکار می‌سازد؛ در محوطه کارگاه مرکزی پالایشگاه آبادان هم اجتماع شکل جدیدی می‌گیرد و آهسته‌آهسته جهت‌گیری، الهی‌سیاسی می‌شود. در میان اجتماع‌کنندگان کسانی هستند که با گرایش‌های مارکسیستی نهایت خواسته‌شان نان، مسکن، آزادی است. شعاری که رژیم وقت را هم خوشحال می‌کند ولی کارکنان مسلمان و معتقد خواسته‌شان فرای این شعارهای مادی است. آنها با شعار ایمان، جهاد، شهادت، خلاء قوانین والای اسلامی را می‌بینند و خواهان واژگون شدن طاغی و استقرار حکومت ا... می‌باشند. در این شرایط سخت و خفقان، شدت این گونه گرایش‌ها واقعا پر از مخاطره است اما بچه‌های پالایشگاه با بهره‌گیری از پیراهن خونین همکاران زخمی، جهشی بی‌محابا به طرح خواسته‌های سیاسی کرده و حالا دیگر برخی از خواسته‌های کارکنان اعتصابی پالایشگاه چنین نمایان می‌شوند.

نماز خواندن در پالایشگاه کار بزرگی است و غالب کارکنان مقید در پشت دستگاه‌ها تا اتاق کنترل، اقامه نماز می‌کنند. باشکوه‌ترین فریاد در همین ایام برآورده می‌شود. درست مقارن اذان نماز ظهر و عصر است که کارکنان مسلمان انقلابی تصمیم می‌گیرند حال که شکل نهضت، اسلامی و خواسته آنان نیز اعتقادی است در این شرایط پرمخاطره، نماز جماعت را در محوطه بیرون کارگاه اقامه نمایند. از آنجا که تحولات پالایشگاه آبادان در صدر اخبار قرار دارد، در میان کارکنان نفتی کشورهای خلیج‌فارس تاثیرگذار است و بیداری کارکنان کشورهای حوزه خلیج‌فارس جریان نفت را برای سلطه‌گران جهانی و ایادی‌شان به خطر می اندازد.

1357/8/11

در این روز اعتصابات کارمندان شرکت هواپیمایی ملی ایران به خاطر پشتیبانی از کارکنان صنعت نفت شروع می‌شود و کلیه پروازهای داخلی و خارجی هما قطع می‌گردد.

 

 

 

1357/8/13

متعاقب کسب خبر هجوم نظامیان رژیم منحوس پهلوی به دانشگاه تهران و به شهادت رساندن جمعی از دانشجویان، کارمندان پالایشگاه آبادان، پتروشیمی، بیمارستان و... در قسمت دفتر مرکزی دست به اعتصاب می‌زنند. فرماندار نظامی به وسیله مسئول پالایشگاه به آنها اخطار می‌کند که فردا هیچ‌کس بدون در دست داشتن کارت مخصوص که خودشان تهیه کرده بودند حق ورود به سر کار را ندارد. آنها فکر می‌کنند با این ترفند می‌توانند بعضی از حاضران را مرعوب کنند، غافل از اینکه اعتصاب‌کنندگان با اراده‌ای آهنین تصمیم دارند اعتصاب 24 ساعته را ادامه دهند. ناگفته نماند منع عبور و مرور نیز از ساعت 24 است. ساعت 22 گروه‌هایی از ارتش و معاون فرماندار نظامی، اعتصابگران را به محاصره درمی‌آورند و اخطار می‌کنند ظرف نیم ساعت باید این محل را ترک نمایند.

اعتصابگران توجه‌ای به حرف مزدوران نمی‌کنند. هنوز ده دقیقه به منع عبور و مرور مانده است که فرماندار نظامی فرمان آتش می‌دهد و به وسیله تیر هوایی و گاز اشک‌آور و با سرنیزه، تعدادی از برادران اعتصابی را زخمی و تعدادی را نیز دستگیر می‌کنند. فردای آن روز آن محل به وسیله ارتش اشغال می‌شود و اعتصابگران محل دیگری را برای تحصن تعیین کرده و به محوطه پارکینگ بیمارستان شرکت نفت می‌روند و پس از چند روز در آنجا نیز مزدوران رژیم بدون توجه به محیط بیمارستان، محل را مورد هجوم قرار می‌دهند. سپس کارکنان تصمیم می‌گیرند که دیگر به سر کار و محیط کار نیایند. آنها شب‌ها از منابر پرمحتوای مساجد بهره می‌برند و روزها همچون بقیه مردم در پیشروی نهضت و تظاهرات و افشاگری رژیم مشارکت دارند.

1357/9/11

با شروع ماه محرم و آغاز مراسم سوگواری، شور حسینی و شعار آزادی و آزادگی روح می‌گیرد. نطق‌های آتشین، رسواگر رژیم طاغوت می‌گردد. تظاهرات و راهپیمایی‌ها با عظمت‌تر می‌شوند. در مسیر تظاهرات، تابلوهای نامگذاری‌شده شاهنشاهی، برداشته و ننگ‌زدایی می‌شوند.

1357/10/8

فشار اعتصابات در صنعت نفت و پایداری مردم، دولت نظامی ازهاری نخست‌وزیر وقت را نیز از پای درمی‌آورد. آمریکا مجبور به حضور در منطقه می‌شود. ناوهای هواپیمابر آمریکا به خلیج‌فارس روانه شده‌اند که این موضوع باعث خشم اعتصاب‌کنندگان و اعتراض بیشتر علیه رژیم گردیده است. احساسات ضدآمریکایی بالا گرفته و رژیم هر لحظه سقوط خود را نزدیک‌تر می‌بیند.

135/10/9

صبح این روز کارکنان اعتصابی صنعت نفت در مسجد مهدی موعود(عج) (پیروز) اجتماع چشمگیری دارند. گروهی از خواهران نوجوان و جوانان در این جمع باشکوه و پرشور حضور دارند. قطعنامه شدیداللحنی در محکومیت حکومت نظامی و رژیم منفور پهلوی قرائت می‌شود. دژخیمان رژیم با تانک، نفربر، گاز اشک‌آور سعی در متفرق نمودن جماعت دارند و بر شدت مقابله با مردم می‌افزایند و با تیراندازی مستقیم به سمت انقلابیون تعدادی را شهید و مجروح می‌کنند.

در این میان یکی از کارگران مومن، مبارز و متعهد پالایشگاه مرحوم عبدالامام محمدی به فیض شهادت نائل می‌شود و اولین شهید پالایشگاه لقب می‌گیرد. منطقه پیروزآباد و ایستگاه 12 و بهار، محل درگیری و زدوخورد با نیروهای مسلح رژیم پهلوی است. شیشه‌های کوکتل‌مولوتف به سمت نفربرها پرتاب می‌شود. صدای فحاشی توهین مزدوران به گوش می‌رسد؛ کسی واهمه ندارد. ساکنین منازل خانه‌های خود را محل امنی برای مبارزین قرار می‌دهند. دود و آتش و صدای تیراندازی دائم به گوش می‌رسد تا نزدیک ظهر و آنگاه صفوف زیبای اهداکنندگان خون به مجروحان در بیمارستان شرکت نفت، جلوه دیگری از ایثار و از خودگذشتگی است و کارکنانی که محل کار را ترک کرده‌اند، این گونه در میدان مبارزه حضور می‌یابند.

1357/10/14

اوضاع به نفع انقلابیون پیش می‌رود. در این روز به دستور امام (ره) مبنی بر تولید نفت برای مصارف داخلی، هیئتی به سرپرستی مرحوم مهدی بازرگان و حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی و... ماموریت می‌یابند به آبادان و اهواز آمده و کارکنان اعتصابی را متقاعد سازند تا به سر کار بروند و به خاطر کمک به سایر هم‌وطنانی که در مناطق سردسیر و یخبندان زندگی می‌کنند به استخراج و تصفیه نفت بپردازند. سخنرانی آن روز پیرامون چهار اصل مبارزاتی: جهان بینی, ایدئولوژی، استراتژی و تاکتیک بود که با اعلام نظر حضرت امام(ره) نسبت به راه اندازی ظرفیت مورد نیاز، به طور خودجوش شعارهای مرگ بر شاه، مرگ بر آمریکا و مرگ براسرائیل کارکنان انقلابی در پالایشگاه طنین‌انداز می‌شود. در همین حال عکس‌های شاه و آرم‌های پنجاه ساله شاهنشاهی یکی پس از دیگری از دیواره‌های بالای کارگاه مرکزی و محوطه اداره آموزش به پایین پرتاب می‌شد.

1357/10/26

بر اثر فشار مردم بالاخره شاه از ایران خارج می‌شود.

1357/11/10

تصرف دانشکده نفت آبادان از سوی نظامیان رژیم پهلوی

در پی مبارزات کارکنان صنعت نفت در جریان انقلاب اسلامی، روز 10 بهمن‌ماه 1357 و 2 روز پیش از ورود امام راحل(ره) به ایران، دانشکده نفت آبادان به اشغال نظامیان رژیم پهلوی درآمد. انجمن اسلامی این دانشکده در سال‌های قبل از پیروزی با حضور شهید تندگویان یکی از کانون‌های مبارزه علیه رژیم پهلوی به شمار می‌آمد.

1357/11/22

نهضت با رهبری معمار کبیر انقلاب به پیش می‌رود و به دستور ایشان، مردم حکومت نظامی را می‌شکنند؛ انفجار نور پدیدار می‌گردد و فصلی دیگر بر افتخارات ایران اسلامی افزوده می‌شود.

1357/12/14

صدور نفت ایران پس از حدود 70 روز اعتصاب و وقفه مجددا آغاز می‌شود.

پالایشگاه آبادان در روزهای رزم

در صبحگاه سی و یکم شهریورماه 1359 کارکنان برای انجام فعالیت‌های روزمره خویش عازم پالایشگاه گردیدند و مثل همیشه با مونس و یار دیرینه خود همنشین بودند که یکباره ناله شوم استکبار از لوله های خمپاره و توپ و تانک صدامیان برخواست و پالایشگاه آماج تیرهای حقه وکین عفالقه بعثی ـ صهیونیستی قرار گرفت و با زبانه کشیدن آتشی مهیب دود سراسر آسمان منطقه را پوشاند.

در اوج جنگ تحمیلی و زمانی که رژیم بعثی صدام تلاش می‌کرد فعالیت‌های صنعت نفت ایران را متوقف کند روزهای 21 و 23 آبان‌ماه 1365شاهد حملات شدید نیروی هوایی عراق به پالایشگاه‌های ایران و از جمله آبادان بود. در روز 23 آبان‌ماه پالایشگاه آبادان که سال‌ها زیر آتش توپخانه عراقی‌ها قرار داشت به گونه‌ای بی‌سابقه، آن هم در 4 نوبت از سوی هواپیماهای عراقی بمباران شد.

مقاومت مردمی چهره‌ای زیبا از عشق و ایثار را در جای جای شهر و پالایشگاه آفرید و همین حماسه آفرینی‌های شکوهمند موجب گشت شهر به اشغال روبه صفتان صدامی در نیاید.

در طول جنگ تحمیلی کارکنان پالایشگاه آبادان با تشکیل ستادهای اضطراری و تقدیم بیش از 500 شهید ،اسیر، مفقودالاثر، جانباز و مجروح توانستندبا اتکال به عنایات خداوند دستگاه های پالایشگاه را از مواد نفتی تخلیه نموده و با پدافند غیر عامل بخاطر وارد آمدن خسارات و صدمات شدید بسیاری از واحدها و دستگاههای عظیم را با پایداری مردانه و شهامتها و ایثارهای وصف ناپذیر حفظ و چندین میلیارد دلار  وسائل و قطعات ویژه پالایشگاه را به محلهای امن منتقل نمایند افزون بر این اینان با حضور مستمر خود این ایثارهای بی وقفه را تا آغاز آتش بس ادامه داده و همراه با کارکنانی که شهر را ترک نکرده بودند پالایشگاه را به مثابه یک دژ مستحکم پشتیبانی و تدارکاتی در خدمت رزمندگان جبهه های نبرد به کار گرفتند.

نقش پالایشگاه آبادان در هشت سال دفاع مقدس

پالايشگاه آبادان ستون مقاومت و عاملی تاثیرگذار در پيروزي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي بوده است. علم بر اهميت و نقش بسزاي صنعت پالایش نفت در اقتصاد مملكت باعث شد در روزهاي آتش و خون كه جنگي نابرابر بر كشورمان تحميل شده بود رژيم تا به دندان مسلح بعث عراق این تأسيسات را مورد هجوم همه‌جانبه خود قرار دهد. مناطقي چون جزيره خارك و پالايشگاه آبادان به دليل گستردگي كار عملياتي در عرصه توليد، تصفیه و صادرات نفت مركز ثقل اين حملات و كينه‌توزي‌ها واقع شد و بيش از ديگر مناطق نفتي در تيررس دشمن قرار داشت. در مقابل اين هجمه‌ي همه‌جانبه‌ي دشمن، كاركنان غيور، متعهد و معتقد به ارزش‌هاي والا در صنعت نفت كه مي‌دانستند كشور و ماشین جنگی ما در جبهه‌ها، به فرآورده‌هاي نفتي مانند، گازوئيل، بنزين، نفت‌سفيد و... نياز اساسي دارد، در جهت توليد این محصولات در زير شديدترين بمباران‌ها مقاومت و ايثار نمودند.

اولین حرکت کارکنان پالایشگاه آبادان در این راستا ابتدا سعی در اطفاء حریق و تخلیه واحدهای بهره‌برداری از مواد نفتی بود، چرا که وجود این مواد در این واحدها حجم آتش‌سوزی در زمان اصابت گلوله‌ها را به‌مراتب بالاتر می‌برد.

مرحله دوم را می‌توان به خارج کردن کارکنان از داخل پالایشگاه به بیرون از آن در جهت کم کردن تلفات اختصاص داد. مرحله سوم تشکیل ستادهای مختلف ادارات در خارج از پالایشگاه بود.  مرحله چهارم را می‌توان اجرای طرح پدافند غیرعامل به جهت جلوگیری از اصابت گلوله‌های دشمن به تاسیسات و در نتیجه جلوگیری از خسارت بیشتر به این واحدها نام برد، پایمردی کارکنان پالایشگاه در اجرای این طرح آن هم در زیر باران همیشگی از گلوله‌ها، صحنه‌هایی مثال‌زدنی از ایثار و ازخودگذشتگی به وجود آورد، هرچند که بسیاری از این صدیقان در این راه جان خود را تقدیم اهداف انقلاب اسلامی نمودند ولی در کنار آن با جلوگیری از وارد آمدن خسارات به واحدهای عملیاتی از نابودی میلیاردها دلار تاسیسات متعلق به بیت‌المال جلوگیری به عمل آمد.

مرحله پنجم مرحله ایثارهای وصف‌ناپذیر کارکنان اداره کالا در تخلیه میلیون‌ها قطعه موجود در انبارهای کالا با ارزش میلیاردها دلار بود، این حرکت در زیر گلوله‌باران متوالی دشمن و تقدیم چندین جانباز و شهید به انجام رسید. با تخلیه این کالاها بسیاری از پروژه‌های معوق‌مانده در سرتاسر ایران مجدداً فعال شد.

 وجود این حجم کالا تا قبل از جنگ در انبارهای پالایشگاه به دلیل مرکزیت آبادان در وزارت نفت بوده و به عبارتی آبادان در آن زمان به عنوان پایتخت نفتی ایران مطرح بوده است، البته قرار داشتن این مقدار کالا در انبارها برکاتی نیز داشت که مهمترین آن تامین تدارکات مورد نیاز جبهه‌ها چه در باب کالای مورد نیاز جهت استفاده در طرح‌های نظامی مانند پل‌سازی، اسکله‌سازی و صدها طرح این‌چنینی در جبهه و همچنین تامین ارزاق رزمندگان و مردم باقی‌مانده در شهر محاصره شده بوده است، به صورتی که علیرغم محاصره بودن شهر هیچ کمبودی از این لحاظ در طول یک سال محاصره و حتی بعد از آن بروز نکرد، بهره‌مندی پالایشگاه از دریایی از امکانات مورد نیاز جبهه‌ها به همراه مدیریت بی‌مثال مدیرانش در کمک به فرماندهان جنگ در راهبری جبهه‌ها و سرازیر شدن کارکنان جهت مقابله رودررو با دشمن به عنوان رزمنده، پالایشگاه را به دژی مستحکم  تبدیل کرده بود، شرح جانفشاني‌ها و فداكاري‌هاي كاركنان وزارت نفت و شركت پالايش نفت آبادان در كارنامه پرافتخار ايثار و شهادت اين شركت ثبت شده عبارت است از:

- تشکیل ستادهای مرکزی آبادان – تهران

- تاسیس ستادهای کار ادارات در آبادان (آتش‌نشانی، کارخانه‌ها، تعمیرات و نوسازی، تعمیرات سرویس‌هاس تخصصی(برق، ابزار دقیق، تعمیرات پمپ، کارگاه مرکزی)، تعمیرات وخدمات، تدارکات کالا، تدارکات کارکنان، حراست، روابط عمومی، امور اداری امور مالی و...

- تاسیس ستادهای هماهنگی در اصفهان، تهران، شیراز، بروجرد، ماهشهر و آغاجاری به منظور رسیدگی به امور کارکنان مهاجر در شهرستان‌ها و هماهنگی‌های لازم جهت اعزام متخصصین پالایشگاه به اقصی نقاط کشور به منظور ارائه خدمات مورد نیاز.

- اعزام نیروهای متخصص به جبهه‌ها برای کمک به سپاه و ارتش که آمار بالای شهدا، جانبازان و رزمندگان پالایشگاه آبادان در وزارت نفت حکایت از این امر می‌کند. 

-  تاسیس ستادهای کار و هماهنگی در پالایشگاه آبادان با هدف خدمات‌رسانی به کلیه ادارات شهر آبادان، خرمشهر و فراتر از آن در دیگر نقاط کشور و جبهه‌های جنگ که خدمات ارزنده‌ای ارائه نمود.

مقاومت نیروهای شرکتی و مردمی چهره‌هایی زیبا از عشق و ایثار در جای‌جای شهر و پالایشگاه آفرید نتیجه این حماسه‌آفرینی‌های شکوهمند این بود که از اشغال شهر توسط روبه‌صفتان صدامی جلوگیری به عمل آمد. افتخارات شرکت پالایش نفت در دوران هشت ساله دفاع مقدس آن قدر بزرگ و حماسی است که قلم از نگارش تمامی آن جان‌فشانی و ایثارها عاجز است؛ علیرغم آن در زیر به بعضی نکات برجسته اشاره می‌گردد:

1 - در اين حماسـه‌ي بزرگ شركت پالايش نفت آبادان 240 شهيد گرانقدر بدون احتساب شهدای بهداری بهداشت و اداره پخش مواد نفتی در آبادان که مجموعاً بیش از 4/1 کل شهدای 1017 نفری  وزارت نفت می‌باشد را به خود اختصاص داده که در راس این شهدا ستاره‌ي درخشان شهیدان وزیر شهید محمدجواد تندگویان قراردارد؛ تقدیم این تعداد شهید خونین‌کفن نشان‌دهنده میزان درگیری کارکنان پالایشگاه قهرمان آبادان در مقابله با تجاوز ایادی استکبار جهانی است.

البته تقدیم این همه شهید در وزارتخانه‌ای که وزیرش در مقابله با دشمن به اسارت درآمده و پس از تحمل 11 سال درد شکنجه در اسارت به شهادت می‌رسد امری است عادی و قابل‌قبول. اين شهادت‌ها برگ زريني در كارنامه درخشان صنعت نفت بر جاي گذاشته که جزء افتخارات خانواده‌ي بزرگ صنعت نفت محسوب می‌شود.

2-   شركت پالايش نفت آبادان مفتخر به داشتن 507 جانباز مي‌باشد. آنان كه  يادگار حماسه و سند ايثار، اخلاص و پاكبازي‌اند كه به وسیله آنان عطر شهادت به مشام جان‌مان مي‌رسد.

3-   شركت پالايش نفت آبادان مفتخر به داشتن129 آزاده مي‌باشد. آزادگاني كه در اسارت‌خانه‌هاي بيدادگران، تنديس مقاومت و ايثار بودند و پيام رزم‌آوري و صلابت ملت ايران را در گوش مستکبران عالم فرياد كرده و هنگامي كه بند زنجير اسارت بر بازوان‌شان نشست  و خلع سلاح شدند با سلاح عقيده و ايمان به نبرد دژخيمان رفتند.

4- رزمندگاني كه در دوران هشت سال دفاع مقدس جان‌فشاني و حماسه‌هاي بي‌نظيري خلق كردند. 300  نفر از كاركنان شركت پالايش نفت آبادان اسلحه به‌دست مفتخر به پوشيدن لباس رزمندگان اسلام و نبرد رویاروی با دشمنان  اين مرز و بوم مي‌باشند.

پايداري و جانب‌داري از عظمت و قداست آثار ایثار و شهادت این بزرگمردان است كه ما را بر آن مي‌دارد تا از ایثارگران‌مان به بزرگي ياد كنيم و نام و ياد آنها را هميشه زنده نگاه داريم، تا راه جاويدان‌شان روشن‌تر گردد. البته همه‌ي اينها در كنار پيمودن راه آنها بس ناچيز است که چه نیک می‌فرماید دوصد گفته به نیم کردار نیرزد، لذا لزوم بررسي فرهنگ شهادت در جامعه منوط بر اين امر است كه به بررسي، مقايسه و تأثيرپذيري جامعه از فرهنگ شهادت بپردازیم.

 

پس از جنگ

پالایشگاه آبادان پس از پایان جنگ تحمیلی بخاطر وارد امدن خسارات و صدمات شدید بسیاری از واحدها و دستگاههای خود را از دست داد این پالایشگاه قبلاً دارای چهار دستگاه تقطیر هر یک با ظرفیت تقریبی 100 هزار بشکه درروز یک واحد تقطیر با ظرفیت130 هزار بشکه و دو واحد تقطیر در خلا هر یک با ظرفیت40هزار بشکه و چندین واحد تولید فراورده و نیز حدود 200 مخزن ذخیره مواد نفتی بوده است . در دوران جنگ تحمیلی بسیاری از این واحدها و بخشها تخریب گردیدند. اما پس از تصویب قعطنامه598 شورای امنیت سازمان ملل متحد و برقراری آتش بس عملیات بازسازی فاز اول این پالایشگاه با ظرفیت 130 هزار بشکه در روز آغاز و در فروردین ماه 1368 واحد بازسازی شده تقطیر 85 وارد مدار تولید شد. فراوردهای تولیدی در این مرحله عبارتند از: گاز مایع ، بنزین ، نفت سفید ، نفتگاز  و  نفت کوره سبک، گوگردو ماده اولیه کارخانه های روغنسازی. بندر ماهشهر نیز که از سال 1969 میلادی بصورت مرکزی برای صدور فراوردههای نفتی در آمد و از نظر انتقال فراورده گلوگاه پالایشگاه آبادان  محسوب میگردد. در حال حاضر با دارا بودن 72 مخزن با ظرفیتهای مختلف و 18 اسکله بارگیری و تخلیه محصولات نفتی و کالا یکی از بنادربزرگ صادرات  فراوردهای نفتی در جهان به شمار میرود که قادر به پذیرفتن کلیه کشتیهای حمل فراورده  تا حد ظرفیت 50 هزار تن میباشد. بدنبال راه اندازی فاز اول دیگر دستگاه های پالایشگاه نیز از جمله واحدهای تقطیر در خلا 80 و 75 و واحد تقطیر در خلا 60،55، تبدیل کاتالیستی، تفکیک گاز،کت کراکر،تهیه حلال و کارخانه روغنسازی در مدار تولید قرار گرفتند. بطوریکه هم اکنون پالایشگاه با ظرفیت بیش از 400 هزار بشکه در روز فرآوردههای زیر  را تولید میکند: گاز مایع،بنزین موتور،نفت سفید،نفت گاز،سوخت جت،نفت کوره،گوگرد،گازونفتا(خوراک پتروشیمی)، انواع حلالهای نفتی، ماده اولیه کارخانه های روغنسازی و قیر

پس از خاتمه جنگ تحمیلی وفراغت نسبی از فعالیت ها واقدامات مرتبط با بازسازی وعلیرغم مشکلات فراوان پیش رو از جمله قدمت و وسعت پالایشگاه بحث پیاده سازی استانداردهای بین المللی ورعایت کامل مسائل زیست محیطی وهمچنین بهبود کمی وکیفی محصولات در دستور کار قرار گرفت . برهمین اساس پالایشگاه موفق گردید دربهمن ماه سال 1379 گواهینامه بین المللی ایزو 9002 ویرایش سال 1994 را از موسسه DNV  هلند اخذ نموده ودرآبان ماه سال 1385 با تبدیل گواهینامه مذکور به ایزو 9001 ویرایش سال 2000 از موسسه DQS آلمان، سیستم مدیریت کیفیت خود را ارتقاء دهد. دراسفند ماه همین سال شرکت با اقدامات وفعالیت هایی که در زمینه استقرار استاندارد ایمنی وبهداشت حرفه ای انجام داده بود توانست به موفقیتی دیگر در این زمینه دست یافته وشاهد دریافت گواهینامه18001 OHSAS از موسسه DQS باشد.

 

زندگی در دوران صنعتی در آبادان

فعاليت‌هاي آموزشي سطوح عالي صنعت نفت در آبادان

فعاليت‌هاي آموزشي در سطوح عالي در صنعت نفت ايران به صورت رسمي در سال 1318 با تأسيس آموزشگاه فني آبادان شروع شد. با توسعه اين آموزشگاه، نام آن به دانشکده فني آبادان، و سپس به دانشکده نفت آبادان(Abadan Institute of Technology) تغيير يافت. با توجه به گسترش فعاليت‌هاي آموزشي دانشكده نفت آبادان و نياز كشور به تربِيت نيروهاي متخصص در صنايع نفت و گاز اين دانشکده در سال 1368 به دانشگاه صنعت نفت ارتقاء يافت.

برنامه‌هاي آموزشي در آموزشگاه فني آبادان توام با کار بود و دانشجويان که به عنوان کارمند استخدام مي‌شدند دو پنجم وقت خود را در آموزشگاه و سه پنجم آن را در پالايشگاه آبادان صرف کارآموزي مي‌كردند. بدين ترتيب پس از يک سال آموزش مقدماتي تمام‌وقت و چهار سال آموزش توام با کار با درجه كارشناس فني در رشته‌هاي شيمي نفت، مهندسي پالايش، مهندسي مکانيک و مهندسي برق فارغ التحصيل و عهده‌دار مسئوليت‌هاي مختلف، عموماً در پالايشگاه آبادان مي‌شدند.

در سال 1335 با تغيير سيستم‌ آموزشي در صنعت نفت کشور كه متأثر از زمان و شرايط موجود بود، نام آموزشگاه به دانشکده فني آبادان تغيير يافت. برنامه‌هاي آموزشي بر روي رشته مهندسي عمومي متمركز گرديد و دانشجويان از سال چهارم دبيرستان و از طريق امتحان ورودي و مصاحبه پذيرفته مي‌شدند. سال 1340 آخرين سال پذيرش دانشجو در اين دوره بود که دانشجويان به مرور تا سال 1345 فارغ التحصيل شدند.

در سال 1341 مجدداً با تغيير برنامه‌هاي آموزشي، نام دانشکده فني آبادان نيز به دانشکده نفت آبادان تغيير يافت. برنامه جديد تحصيلي نيز در رشته مهندسي نفت در گرايش‌هاي پالايش، اکتشاف و معدن و همچنين رشته بازرگاني و علوم اداري در گرايش‌هاي مديريت و حسابداري تدوين گرديد. در اين دوره نيز برنامه‌هاي آموزشي شامل تحصيل توام با کارآموزي بود که سه سال آموزش تمام وقت و يک سال كارآموزي در واحدهاي مختلف صنعت نفت را در بر مي‌گرفت. دانشجويان در پايان تحصيل با درجه كارشناسي فارغ التحصيل و عموماً در صنعت نفت استخدام مي‌شدند.

از سال 1345 تا 1359 بنا به نياز صنعت نفت، برخي از رشته‌ها راه‌اندازي و يا از گردونه برنامه‌هاي آموزشي خارج شدند.

با شروع جنگ تحميلي ، چون امکان استقرار دانشکده در آبادان غيرممکن بود، ابتدا در سال 1360 دانشكده به گچساران منتقل گرديد. به دنبال بازگشایي دانشگاه‌ها در آذر ماه 1361 فعاليت‌هاي آموزشي دانشكده پس از يکسال فعاليت در گچساران، در سال 1362 به مکان فعلي دانشکده نفت اهواز منتقل گرديد.

در سال 1368، پس از پايان شرايط جنگي در کشور با صدور مجوز تأسيس دانشگاه صنعت نفت از طرف وزارت فرهنگ و آموزش عالي، کليه مؤسسات آموزشي موجود در وزارت نفت تحت پوشش دانشگاه قرار گرفتند. براي وزارت نفت نيز اين فرصت فراهم گرديد تا در راستي تحقق اهداف مورد نظر صنعت و بر اساس مقررات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مجوز شوراي گسترش وزارت فرهنگ و آموزش عالي ضمن پوشش دادن واحدهاي آموزشي موجود در صنعت نفت، اقدام به تاسيس ديگر مراکز علمي، آموزشي و پژوهشي در سطوح مختلف نمايد. از آن جمله مي‌توان به تأسيس دانشکده مهندسي شيمي و پتروشيمي شهيد تندگويان آبادان در بهمن ماه سال 1370 در محل قبلي دانشکده نفت آبادان و مرکز تحقيقات دانشگاه صنعت نفت در سال 1371 در محل دانشکده نفت اهواز اشاره نمود.

در حال حاضر دانشگاه صنعت نفت داراي سه دانشکده، يك مجتمع آموزشي و دو مرکز تحقيقات و از جمله دانشکده نفت آبادان مي‌باشد. اين مراكز علمي عبارتند از:

يكي از دستاوردهاي تربيت متخصصين در اين دانشگاه، ملي شدن صنعت نفت بود كه برگ زريني در تاريخ ايران محسوب مي‌شود. متخصصين دانشكده نفت آبادان در راه‌اندازي بخش‌هاي مختلف پالايشگاه آبادان، شگفت جهانيان را برانگيختند، در حالي كه برخي از كشورهاي خارجي ادعا كرده بودند كه يراني‌ها حتي نمي‌توانند آب آشاميدني تصفيه كنند.

با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و اعمال تحريم‌هاي مختلف، تربيت يافتگان اين دانشگاه نقش مهم ديگري را در جهت قطع وابستگي به بيگانگان ايفا نموده‌اند.

معماری نوین آبادان

پالایشگاه آبادان منطقه‌ای صنعتی و پیوسته در حال گسترش و شامل مخازن متعدد، واحدهای تقطیر، و دستگاه‌های شکست و تصفیه بود. پالایشگاه نفت واقعیت بارز زندگی در آبادان بود؛ دلیلی بر آنکه چرا شهرنشینی به این جزیره شور لم‌یزرع در گوشه جنوب‌غربی ایران پا گذاشته است. در اواخر دهه 1940، پالایشگاه آبادان به بزرگ‌ترین پالایشگاه جهان بدل شده بود و دارایی‌های شرکت نفت ایران و انگلیس در آبادان، بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری انگلستان در خارج از این کشور محسوب می‌شد.

پیدایش آبادان به حدود سال 1910 بازمی‌گردد. در سال 1908، مقدار قابل‌توجهی نفت در تپه‌های جنوب‌غربی ایران در مسجدسلیمان کشف شده بود. بلافاصله شرکتی که در آن زمان شرکت نفت ایران و انگلیس نامیده می‌شد، تاسیس شد و تا سال 1911، خط لوله‌ای به طول 130 مایل از چاه‌های این تپه‌ها تا جزیره آبادان در کرانه اروندرود کشیده شد. کارشناسان انگلیسی پس از بررسی آبادان در سال‌ 1909 دریافتند که باید تمام امکانات و تجهیزات و مصالح ساختمان‌سازی را به این مکان وارد کنند(ازجمله صنعت‌گران ماهر، ماسه‌، سنگ، آهک و حتی مقدار زیادی آجر). بایست صنعت ساختمان در پاسخ به نیاز صنعت نوپای نفت در این منطقه شکل می‌گرفت. در اواسط دهد 1930، شرکت کاستین که شرکت بزرگ پیمانکاری و مهندسی ساختمان بود، عمدتا با وارد کردن انبوه مصالح ساختمانی در رفع این نیاز اقدام کرد. نقشه‌ای متعلق به سال 1910 نشان می‌دهد که پالایشگاه به سرعت تاسیس و محوطه‌ای هم برای ساخت خانه‌های ویلایی قطعه‌بندی شد. اولین ساختمان را از سازه‌ای فلزی با روکش چوبی ساختند و بزودی (نخستین بنای ویلایی اعلا) هم ساخته شد. این ویلا ساختمان آجری بود که به سبک محلی و سقفی از حصیر و چندل ساخته شد، یعنی سقفی با تیرهای چوبی، نازک و نزدیک‌به‌هم که بر آنها حصیرهای (بافته از برگ نخل) می‌انداختند و رویش را گل می‌گرفتند. از طبقه بالای این بنای کارکنان ارشد استفاده می‌کردند و طبقه پایین به دفتر و درمانگاه اختصاص داشت. چند سال بعد در جای این بنا (ویلای شماره یک) را ساختند که اولین ساختمان دائمی در آبادان بود. در نقشه های قدیمی الگوی ساده‌ای برای توزیع ساختمان‌ها دیده می‌شود. در این نقشه‌ها پالایشگاه را که علت اصلی تهیه این نقشه‌هاست، به صورت مجموعه ای از مخزن‌ها و سازه‌های دیگر نشان داده‌اند که به طور منظم که از کناره‌ی شط در خشکی گسترده شده است. مصالح و تجهیزات را از انگستان به آبادان آوردند. دفترها و ساختمان‌های کاری دیگر را در نواری باریک بین پالایشگاه و رودخانه ساختند. کارگران یا در چادر زندگی می‌کردند، یا در خانه‌های چوبی گلینی که در جنوب شرقی پالایشگاه مثل سربازخانه ردیف شده بودند و محوطه‌ی آنها به (کولی‌لاین)ها معروف بود. (منطقه ویلایی) که به آن بریم هم می‌گفتند، در مرز جنوب‌غربی پالایشگاه قرار داشت.

در اولین دهه 1920، بریم از مجموعه‌ی چند ساختمان پراکنده به شبکه‌ای از خیابان‌های قابل گسترش تبدیل شده بود که شامل خوابگاه‌های مخصوص کارکنان مجرد(ساخت 1923، با نام‌هایی چون (اسلاید والو) و (سان‌شاین) و همچنین ویلاهای دو طبقه بزرگی در نزدیکی رودخانه برای کارکنان ارشد می‌شد. در این خانه‌ها، برای مقابله با گرما نوعا از دیوارهای ضخیم، پنجره‌های کرکره‌ای، و ایوان‌های پهن طاق‌نمادار استفاهد می‌شد. احداث مجموعه‌ای از تاسیسات همگانی، مانند باشگاه سوارکاری و پارک‌های متعدد هم شروع شده بود.

در واقع تاسیس بریم به صورت واحه‌ای سبز در بیابان، کاری عظیم بود که نیاز به حمل مصالح و انتقال نیروی کار بسیاری برای باغبانی و آبیاری و همچنین استخدام باغبان‌های مخصوصی داشت که قبال در کیو و دهلی‌نو کار کرده بودند.

شهر آبادان برای اولین بار در نقشه‌ای مورخ 1928 تصویر شده است. در این نقشه، آبادان در جنوب‌شرقی، قدری دورتر از پالایشگاه، قرار گرفته و به واسطه‌ی پارکی تازه‌ساز از ردیف خانه های کارگری(کولی‌لاین) جدا شده است. شهر برای مقصودی خاص پدید آمده بود و گویی به همان مقصود هم توسعه یافت: بافتی بسیار متراکم متشکل از بناهای بومی‌ای که قبل از پالایشگاه هم وجود داشت و انبوه‌ای از خانه‌های جدید برای اسکان کارگرانی که در داخل و پیرامون پالایشگاه کار می‌کردند و شرکت، مسکن کافی برای‌شان تدارک ندیده بود. تماس بین(شهر) و (بریم) بیشتر به واسطه‌ی مستخدمان برقرار می‌شد. هر دو منطقه مسکونی در خدمت پالایشگاه بودند، اما همین پالایشگاه هم آنها را از هم جدا می‌کرد. منطقه ویلایی با قطعه‌بندی‌های بزرگ در طرف غرب قرار گرفته بود تا از بادهای غالب بهره‌مند شوند و در طرف شرق، (شهر) بود که متراکم‌تر و خفقان‌آورتر می‌شد. پالایشگاه که بین بریم و شهر قرار گرفته بود، هم‌ کانون کالبدی آبادان بود و هم بنا به سرشت توسعه مسکونی، نقش نوعی پرده یا حایل بهداشتی را در بین این دوقلوها ناهم‌سان ایفا می‌کرد.

شهر شرکتی

از دهه‌ی 1920 که آبادان رونق گرفته بود، تا سال 1951 که سرانجام شرکت نفت ایران و انگلیس از ایران رانده شد، این شهر رشد تصاعدی داشت و نیروی کار را هم مستقیما و هم از طریق پیمانکاران، از جنوب‌غربی ایران، خلیج‌فارس و هند جذب می‌کرد. در سال 1951 جمعیت آبادان بالغ بر دویست هزار نفر شده بود. هرچند که شهر آبادان اسما زیر نظر شهرداری اداره می‌شد، اگر آن را (شهر شرکتی) بنامیم سخن به گزاف نگفته‌ایم. بخش اعظم آبادان متعلق و تحت اداره شرکت نفت ایران و انگلیس بود و معاش آن بخش‌های به ظاهر تابع تشکیلات محلی دولت هم مرهون فعالیت‌های شرکت بود. شرکت پابه‌پای توسعه‌ی آبادان، امکانات آموزشی، بهداشتی، تفریحی و ترابری بیشتری فراهم می‌کرد؛ حتی ماموران راهنمایی و رانندگی خود را داشت.

در پایان جنگ دوم جهانی از 65461 نفر از کارکنان شرکت در آبادان، فقط 2357 نفر انگلیسی بودند. حتی تا سال 1948 هم خانه‌های نوساز کارکنان ارشد برابر بود با نیمی از کل خانه‌هایی که به کارکنان جزء و کارگران جمعا اختصاص داده بودند؛ و تا سال 1951 فقط 5/18 درصد از کارگران در خانه‌های شرکت زندگی می‌کردند.

مسجد رنگوني‌ها

مسجد رنگونيها در خيابان امام آبادان و در ابتدای جاده آبادان- خرمشهر، روبروی انبار پخش دارو شرکت نفت و در کنار رود اروند واقع شده است. از روايات مردم چنين برمی آيد اين مسجد در هنگام ساخت پالايشگاه و يا هنگام کار آن توسط کارگران و کارکنان خارجی پالايشگاه که اکثراً از مسلمانان اهالی رنگون پايتخت کشور برمه(ميانمار) و هند و پاکستان بوده در نزديکی پالايشگاه و در کنار رود اروند ساخته شده است. عده ای از مردم به خصوص بازماندگان متوليان و امم جماعت اين مسجد که اصالت غير ايرانی دارند معتقدند که اين مکان از ديرباز محل اقامه نماز ملوانان و مسافران کشورهای مختلف که توسط کشتی به آبادان مسافرت ميکردند، بوده است. ظاهراً اين بنا علاوه بر مکانی برای بجا آوردن نماز جايگاهی برای ادای مراسـم مذهبی همچـون سوگواری و جشنها از جمله ميلاد حضرت رسول(ص) بوده است. در ضمن کليه هزينه های مربوط به کارهـای تعميراتی و همچنين هزينه های آب، برق، تلفن و ساير خرجها را پالايشگاه آبادان عهده دار بوده است. متولی مسجد در ابتدا شيخ عبدالرشيد مندل و امام جماعت، شيخ قادری اهل هندوستان و بعد ملاشعبان هندوستانی سپس آقای رنگونی و آخرين امام جماعت محمد اسلام راجا بوده است. (هم‌اکنون نوادگان محمداسلام راجا در شهر آبادان ساکن بـوده و صاحب رستوران پاکستانی می باشند). منزل امام جماعت و خادم مسجد در غرب بنای اصلی بوده که در دوران جنگ آسيبهای کلی ديده و بعد توسط نيروی انتظامی تخريب و بر روی آن پاسگاه مرزی با عنوان اسکله دوازده ساخته شده است.

مرز بين شهر آبادان و عراق رودخانه اروند است. اين رود حدود 800 متر پهنا داشته و همين نزديکی به عراق باعث شد تا شهر آبادان در هشت سال جنگ کاملاً خالی از سکنه شود. بعد از جنگ و دوران بازسازی به دلايل متعددی تنها بسياری از مردم جنگ زده آبادان به شهر خود بازگشتند. به همين دليل ساکنان فعلی آبادان تعـداد محدودی از کهنسالان بومی شهر با خانواده های خود و عده ای ديگر از افرادی که تا پيش از جنگ شهر آبادان را نديده و يا از آن خاطره زيادی ندارند. از اين رو تلاش برای بدست آوردن اطلاعات مستند از مردم آبادان در رابطه با مسجد رنگونيها ثمر زيادی ندارد. اطلاعات مردم عادی شهر آبادان در اين حد است که اين بنا توسط هنديهای شاغل در پالايشگاه ساخته شده و بعضاً نيـز بازماندگان بانيان آن را که اصالت غير ايرانی داشته و ساکن آبادان هستند می شناسند. بايد گفت که مردم آبادان در رابطه با نام اين بنا هم رأی نبوده و عده ای آن را کلوپ هنديها  بعضی مسجد رنگونيها و عده ای ديگر آن را معبد سيکها می دانند. با بررسی و تحقيق از بازماندگان بانيان اين بنا مشخص شد که بنای مذکور يک بنای اهل سنت حنفی مذهب بوده که توسط  مهاجران بومی شبه قاره هند ساخته شده است. هر چند که عـده ای آن را معبد سيکها می دانند. اما با ظاهر فعلی مسجد و با دارا بودن تزئينات با در نظر گرفتن شاخصها و جايگزين شدن کارکنان مسلمان شرکت نفت از شبه قاره هند و تغييرات جزئی در بنای اصلی کاربری مذهبی آن تغيير کرده باشد. اگر چنين نظراتی تا حدی درست باشد بايد اين گونه بپذيريم که اين مکان در ابتدا معبد سيکها بوده که بعداً به کلی تخريب و بر روی آن مسجد رنگونيها ساخته شده است. نظر به اينکه مسجد رنگونيها توسط پالايشگاه ساخته شده ، به احتمال زياد مدارک و نقشه هائی در رابطه با اين مسجد در بخش آرشيو مهندسی عمران شرکت نفت موجود است. با اين حال آنچه مشخص می باشد اين است که شرکت فعال در اکتشافات و تصفيه نفت مستقر در آبادان کنسرسيومی بوده که قبل از آن در برمه فعاليت داشته و کارکنان آن در ايران اغلب برمه ای و هندی بوده اند و شايد بدان دليل که اين مسجد بيشتر مورد استفاده رانگونيهای برمه بوده اين بنا را مسجد رانگونی، رنگونی و زنگونی ناميده اند.

 

 

جایگاه بی‌رقیب ورزش در میان کارکنان پالایشگاه

آباداني‌‌ها هنوز قلب‌شان به عشق تيم فوتبال صنعت نفت مي‌تپد و عشق‌شان پيراهن زرد تيم محبوب‌شان است و افتخارشان اينکه قرمز و آبي وقتي ميهمان آبادان هستند، در ورزشگاه قديمي تختي حتي يک طرفدار هم ندارند و شگفتا که در آبادان، فوتبال هم با نفت گره خورده است؛ وقتي که در موسم شعارهاي خصوصي‌سازي تيم‌ها، آباداني‌‌ها حاضر نيستند حتي اسم تيم صنعت نفت عوض شود؛ چه برسد به اينکه تيم‌شان خصوصي شود.

مهد روابط عمومی ایران اینجاست

سال 1327 مارشال مونتگمری به فکر تاسیس روابط عمومی در شرکت نفت افتاد و با انتصاب مرحوم دکتر حمید نطقی، اولین روابط عمومی ایران را در آبادان بنا نهاد. اما به نوشته‌ی صفدر تقی‌زاده (از کارکنان قدیمی این اداره)؛ آن روز اداره‌ای به نام روابط عمومی وجود نداشت، اداره‌ای بود که کار تبلیغات و اطلاع‌رسانی را بر عهده داشت به نام: INFORMATION DEPARTMENT .

از مهم‌ترین شاخص‌های عناصر ارتباطی، نشریات شرکتی بود که پس از سال‌های جنگ جهانی دوم با عناوین خبرهای روز، اخبار هفته، بولتن(انگلیسی و فارسی)، پالایش، مشعل، نامه صنعت نفت، پیک نفت و یادداشت روز منتشر می‌شدند.

امروزه این امور در راستای تحقق روابط عمومی الکترونیک و در قالب وب‌سایتی زیبا دربرگیرنده‌ی تمامی نیازهای کاربران و مخاطبان شرکت‌ پالایش نفت آبادان به عموم مردم ارائه می‌گردد که شامل نشریه الکترونیکی این شرکت نیز می‌باشد. در همین زمینه، بهره‌مندی از ارسال پیامک به کارکنان، امر اطلاع‌رسانی را بیش از گذشته، از شتاب و کیفیت برتری برخوردار کرده است.

روابط عمومی شرکت پالایش نفت آبادان مشتمل بر بخش‌های گوناگون می‌باشد که امور تشریفات و تکریم ارباب رجوع، ارتباطات مردمی، ارتباطات رسانه‌ای، تولید آثار سمعی‌بصری و تجسمی و... را دربرمی‌گیرد.

طراحی و چاپ بروشورهای معرفی‌گر دستاوردهای کارکنان خستگی‌ناپذیر و همچنین بخش‌های فراوان پالایشگاه و ادارات وابسته، بنرهای ویژه‌ی مناسبت‌ها(جلسات سخنرانی، جشن‌ها، رویداد‌های مذهبی‌تاریخی و...) از دیگر فعالیت‌های روزانه این اداره است.

مطبوعات شرکتی آبادان از آغاز تا 1392

بعد از کودتای 28 مرداد، کنسرسیوم، اداره امور نفتی را در ایران و البته در آبادان به دست گرفت که توسعه روابط عمومی و به خصوص نشریات را در پی داشت. نشریات فارسی برای فارسی‌زبان‌ها و نشریه های لاتین برای خودشان منتشر می‌شد از جمله؛ آبادان‌تودی که هفته‌نامه‌ای بود شامل اخبار اداری نفتی و رویدادهای فرهنگی هنری مهم شهر.

ABADAN TODAY / news paper/ daily/1957

Mash'al-e-Abadan / 1965

خبرهاي روز (روزنامه خبري ويژه كاركنان شركت نفت)/ 34-1326

نامه كوكب (نشريه سياسي‌اجتماعي)/ ارگان: ناشر افكار كانون ليسانس‌هاي شركت ملي نفت ايران/آبادان31-1330/ مديرمسئول: مهدي كوكبي

جبهه اتفاق (هفته‌نامه سياسي‌خبري)/ ارگان: جبهه اتفاق كارمندان شركت نفت- آبادان/ 1331

محبت / هفته‌نامه / صاحب امتیاز: برهان‌اله امیرنژاد / جبهه اتفاق کارمندان نفت آبادان / 1331

مشعل آبادان (هفته‌نامه خبري‌صنعتي‌/ فارسي و انگليسي) آبادان/ شركت ملي نفت ايران و شركت تصفيه ايران/ 1340 / مديرمسئول: مسعود برزين

نامه صنعت نفت/ ویژه کارکنان شرکت ملی نفت ایران(چاپ در آبادان)/ 1340

سرپرستان (فصلنامه مديريت و آموزش ويژه سرپرستان اداري)/ ارگان: اداره آموزش عمليات غيرصنعتي آبادان و مناطق نفت‌خيز خوزستان/ 1346

مشعل آبادان / هفته نامه/ روابط عمومی شرکت پالایش نفت آبادان / 84-1375

مشعل آبادان (الکترونیکی)/ روابط عمومی شرکت پالایش نفت آبادان/ زمستان91- بهار92

اینجا آبادان؛ رادیو نفت ملی

این صدای آشنا را همه هموطنان مادر سراسر ایران و کشورهای همجوار دراغلب ساعات شبانه‌روز می‌شنوند، بنابراین جای آن دارد که بهتر و بیشتر با این واحد رادیویی آشنا شویم. رادیو نفت ملی تنها قسمتی از تاسیسات صنعت نفت ایران است که کمتر از سایر قسمت‌ها با تولید و پالایش و فروش نفت سر و کار دارد اما بیش از همه آنها با کارکنان نفت و خانواده آنان مربوط است و همه کارکنان صنعت نفت این واحد را که جزیی از زندگی آنان را تشکیل می‌دهد دوست می‌دارند، چون که رادیو نفت ملی همه روزه از ساعت 5 بامداد یک‌سره و بدون وقفه تا نیمه‌شب مونس تنهایی، دوست آموزنده و رفیق شیرین گفتار آنها است و صدای؛ اینجا آبادان رادیو نفت ملی در تمام ساعات و در هر محل به گوش آنها می‌رسد. بیست سال پیش برای نخستین بار در ساعت 30/19 دقیقه با اعلام جمله؛ اینجا آبادان رادیو نفت ملی، فرستنده جدیدی تولد یافت که اینک همان نوزاد تازه‌پا رشدی سریع یافته و در سراسر ایران به خصوص شهرهای خوزستان و کشورهای همجوار دوستان فراوانی پیدا کرده است.

همزمان با ملی شدن صنعت نفت و در اجرای اوامر مطاع شاهنشاه آریامهر که پیوسته فرامینی در جهت بسط اطلاعات کارکنان صنعت نفت صادر می‌فرمایند، مقدمات تاسیس یک فرستنده رادیویی در آبادان به منظور آموزش و ایجاد سرگرمی خانواده صنعت نفت در خوزستان فراهم گردید.

نخستین برنامه رادیو نفت ملی با یک فرستنده موج متوسط به قدرت 250 وات پخش گردید و خاطره برنامه‌های آن روز که با کادر ضعیف و با فقدان وسائل لازم اجرا می‌گردید هنوز در اذهان بسیاری از شنوندگان قدیمی رادیو نفت ملی موجود است.

 

نفت و سینما

در آبادان عمر سينما تقريباً برابر عمر پالايشگاه عظيم نفت (1287) است. به موازات گسترش تأسيسات صنعت نفت و همگام با آن گسترش شهر و افزايش جمعيت، در كمتر از 65 سال، آبادان با داشتن 13 سالن سينماي عمومي و بيش از 6 سينما متعلق به شركت ملي نفت ايران، داراي بيشترين سالن‌هاي سينما در استان خوزستان و به احتمال زياد بين شهرهاي ايران(بعد از تهران) شد كه البته با گذشت زمان از شمار اين سينماها كاسته شد.

همزمان با شروع پروژه ساختماني پالايشگاه نفت ، انگليسي ها محلي براي نمايش فيلم احداث كردند و با دستگاه آپاراتي كه از انگلستان آورده بودند ، تقريباً به طور منظم به نمايش فيلم هايي به زبان اصلي پرداختند .اولین سالن سینمای آبادان که بطور منظم و مرتب در آن فیلم نمایش داده شد ،سالن سینمای انگلیسیها در محل پتروشیمی فعلی ابادان بوده است که بعدها با ساخته شدن سالن سینما تاج این سالن را کارمندان ارشد انگلیسی به کارگران هندی تحویل دادند و این سینما که تا سه سال پیش هنوز هم بقایای آن باقی بود ،به سینما هندیها مشهور گشت.این سالن که سوله ای ساده بود و فقط فیلمهای صامت در آن نمایش داده میشد دارای یک پیانوی مارک korg بود که این پیانو نیز تا سه سال پیش وجود داشت ولی به دلایل نا معلومی!!! ناپدید گردید. یک افسر هندی که نواختن پیانو را در نیروی دریایی انگلستان آموخته بود در هنگام پخش این فیلمهای صامت وظیفهء نوازندگی و ارائه موزیک مطابق با حال و هوای فیلم را داشت. اولین فیلمی نیز که در این سینما به نمایش در آمد فیلم سینمایی میمون وحشی بوده است .

از اولين سالن نمايش ، نه فقط مردم شهر بلكه كارگران ايراني و هندي شركت نيز حق استفاده نداشتند ، البته انگليسي ها گهگاه در مناطق مختلف شهر با آپارات سيار فيلم هاي خبري بهداشتي و تبليغاتي به زبان اصلي نمايش مي دادند كه اگر چه مردم چيزي از فيلم ها دستگيرشان نمي شد ولي به محل نمايش هجوم مي بردند . اين سينماي سيار معمولاً در محل قرنطينه (محل سابق اداره بهداشت در كنار اروند رود) و حياط دبيرستان رازي تشكيل مي شد .یکی از کارگران ایرانی که برای پخش این فیلمها و به عنوان آپاراتچی استخدام گردیده بود و تا کنون در قید حیات می باشد و مردم آبادان به مناسبت شغلش او را عبدا... فیلمی می نامیدند در حال حاضر در بازار جمشید آباد مشغول کار و کسب است.

با پايان يافتن كارهاي ساختماني پالايشگاه و نزديك شدن زمان بهره برداري،انگليسي ها در كنار ساير امكانات و تسهيلات رفاهي نظير خانه هاي مجلل و مشجر ، بيمارستانها ، فروشگاه هاي بزرگ ، باشگاه هاي قايق راني ، اسب دواني ، گلف و استخر، در محل نزديك منازل سازماني رؤسا و كارمندان عالي رتبه شركت باشگاهي ورزشي و تفريحي به نام «جيم خانه» ساختند كه مدت ها در آنجا فيلم نمايش مي دادند . پيش از جنگ جهاني دوم ، در شرق آبادان ، در نزديكي محله بوارده جنوبي ، سينماي مجللي با آجر نسوز قرمز رنگ (موسوم به آجر لندني) ساخته شده بود كه در سال 1323 با نام سينما نفت افتتاح شد و محل اجراي نمايش و كنسرت هاي بزرگ نيز بود. سينما نفت با 1178 نفر گنجايش ، تا مدت هاي طولاني فقط در انحصار رؤسا و كاركنان شركت قرار داشت.

با گسترش پالايشگاه ، براي كارمندان و كارگران ايراني و هندي شركت نيز چند سالن سينما تأسيس گرديد . سينماي باشگاه نفت آبادان با دو سالن در منطقه بهمنشير ساخته شد . سالن زمستاني 700 نفر و محوطة تابستاني آن 1500 نفر گنجايش داشت و ويژة استفاده كارگران شركت نفت و اعضاي خانوادة آنان بود.

سينماي باشگاه گلستان نيز با 200 نفر گنجايش در منطقه بريم و سينماي تابستاني بريم (انكس) با 1000 نفر گنجايش براي استفاده كارمندان شركت نفت و اعضاي خانواده آنان (كه عضو باشگاه بودند) تأسيس شده بود . سينماي باشگاه نفت پيروز با 700- 600 نفر گنجايش آخرين سينماي شركتي بود كه ويژه كارگران ساخته شد و سالن نمايش دانشكده نفت نيز متعلق به شركت نفت بود كه در آنجا بيشتر فيلم هاي علمي – آموزشي نمايش داده مي شد .سینمای روباز باشگاه ملوان نیز اولین سینمای ایران بود که دارای امکان پذیرایی شام همزمان با پخش فیلم بوده و به همین دلیل دارای شش پردهء مجزا در شش جهت بوده است.

شركت نفت ایران و انگلیس در آن زمان ، براي تهيه فيلم ، به طور مستقيم با كمپاني هاي مشهور فيلم سازي مانند «متروگلدوين ماير» ،‌ «كلمبيا» ، «فوكس قرن بيستم» ، «يونايتد آرتيستز» و«والت ديسني» قرارداد بسته بود . به همين سبب برخي از فيلم هايي كه در سينماهاي لندن به نمايش درمي آمد ، گاهي همزمان در سينما تاج و ساير سينماهاي كارمندي و كارگري شركت نفت نيز نمايش داده مي شد . اولين سينماي متعلق به بخش خصوصي كه عموم مردم مي توانستند از آن استفاده كنند در سال 1310 با نام «سينما شيرين» ساخته شد . اين سينما به عنوان تنها سينماي غيردولتي آبادان در آن زمان ، سينماي مجهزي با دو طبقه سرپوشيده و يك سالن نمايش تابستاني بود ، بعد از جنگ جهاني دوم ، با افزون دو طبقة ديگر به ساختمان آن ، تبديل به بزرگ ترين سينماي خوزستان – و بلكه ايران – شد .البته بعدها مدیران سینما رکس نیز قرار دادی با شرکت فیلم سازی فوکس قرن بیستم منعقد نمودند که بدین ترتیب مردم عادی آبادان نیز همزمان با مردم شهر نیویورک در ایالات متحدهء آمریکا و لندن در انگلستان قادر به تماشای آخرین فیلمهای هالیوودی شدند.

انجمن عکاسی آبادان

انجمن عکاسی آبادان از جمله انجمن های پرفعالیت آبادان است که به همت کارکنان صنعت نفت آبادان در این شهر به وجود آمده و اداره می شود. این انجمن حیات خود را از دی ماه سال 1319 آغاز نمود. در آن موقع گروهی تقریبا 60 نفری از علاقه مندان فن عکاسی در تالار اجتماع کارمندان گردهم آمدند و تنی چند را به عنوان هیئت مدیره موقت انتخاب و اساسنامه ای نیز برای انجمن تنظیم کردند. از مشکلات اساسی انجمن در آن زمان نداشتن محل برای تاریکخانه و سالن کنفرانس بود که با واگذاری ساختمان فعلی واقع در محله «آر. ا. اف.کمپ» از طرف شرکت نفت برطرف گردید و انجمن با کمک های ذیقیمت شرکت از ابتدای سال 1337 جدا به کار پرداخت. در سال جاری با هزینه انجمن، تغییراتی در محل انجمن داده شد و در نتیجه اکنون انجمن دارای یک سالن زیبا، چهار تاریکخانه مجهز به دستگاه های تهویه و آب سرد، دفتر و انبار و دستشویی می باشد.

مسابقات و کنفرانس ها در سالن کنفرانس انجمن برگزار می شود و اعضاء با رعایت نوبت، عکس هایی را که گرفته اند در تاریکخانه های انجمن ظاهر و چاپ می کنند. کنفرانس ها به منظور آشنا ساختن اعضای انجمن با فنون عکاسی و پیشرفت و توسعه این فنون ترتیب داده می شوند و طی آنها مطالب جالب و آموزنده ای از طرف سخنرانان ایراد می گردد. مسابقات انجمن عکاسی نیز هرچند گاه یکبار ترتیب داده می شود و برای هریک از آنها، موضوعی از طرف انجمن تعیین و اعلام می گردد. مسابقات معمولی شامل دو سمت است: یکی عکس های سیاه و سفید و دیگری عکس های رنگی روی شیشه.

تعداد عکس هایی که هر عضو می تواند در مسابقات شرکت دهد نامحدود اعلام شده است و عکس ها باید حداقل سه روز قبل به مسئول مسابقات تسلیم شوند. هیئت داوران پس از وصول عکس ها و داوری درباره آنها نمراتی به عنوان امتیاز به عکس ها می دهند و بدین گونه برندگان اول تا سوم را تعیین می نمایند.  ضمنا در جلسه ای که به منظور برگزاری مسابقات و تعیین برندگان تشکیل می گردد درباره عکس ها به تفصیل بحث وبه پرسش های اعضای انجمن پاسخ های لازم داده می شود. انتخابات هیئت مدیره انجمن در اسفندماه هر سال صورت می گیرد و برای سال جاری این آقایان انتخاب شده اند:

از کارهای جالب انجمن عکاسی آبادان یکی هم ترتیب دادن گردش های دسته جمعی و مسافرت به خارج از آبادان است که در هر کدام اغلب اعضاء و عده زیادی از مهمانان آنها شرکت می کنند و عکس های زیبایی با خود به ارمغان می آورند. مسافرت به شوشتر، مسجدسلیمان، تخت جمشید و باغ های اطراف آبادان نمونه هایی از این برنامه های جالب و دل انگیز است که همواره با خاطراتی خوش همراهند.

باشگاه قایقرانی آبادان

سال‌ها قبل یک بیمارستان سیار دریایی متعلق به نیروهای انگلیسی که در جنگ بین الملل اول(1918-1914) شرکت کرده بود پس از پایان جنگ از کناره های اروندرود که در آنجا پهلو گرفته بود لنگر برکشید و به وسیله یدک کش به نزدیکی آبادان کشانده شد و در کنار نخیلات سرسبز قریه بریم که محل آن قبلا آماده شده بود چنگک لنگر به بستر رودخانه گذاشت و محلی به نام باشگاه قایقرانی تاسیس شد.

این بیمارستان که بر روی یک قایق بزرگ(دوبه) بنا نهاده شده بود، مرکب بود از دو اتاق، مخصوص دکتر داروخانه و یک سالن بزرگ که اختصاص به بستری شدن بیماران و مصدومین داشت و در طبقه دوم آن نیز فضایی بود که اطراف آن بازو فقط با نرده های آهنی محصور گردیده بود و به وسیله پلکانی به طبقه زیرین راه داشت که آن محل نیز مخصوص بیمارانی بود که وضع بهتری داشتند.

زمانی که این قایق به باشگاه قایقرانی اختصاص پیدا کرد، اتاق های دکتر و داروخانه و همچنین سالن پایین و تراس روی آن به رستوران، تغییر یافت و در کنار آن سکویی قرار گرفت که برای سوار شدن به قایق های موتوری از آن استفاده می گردد، این قایق به وسیله یک پل متحرک که در اثر جزرومد آب، بالا و پایین می رفت به خشکی متصل و به شبکه لوله کشی آب و برق و تلفن شرکت نفت وصل گردید و محل تفریح و تفرج کارمندان خارجی شرکت سابق نفت شد.

در جوار این قایق محلی را به مساحت 22000 مترمربع اجاره نمودند وتبدیل به باغ سرسبزی کردند و انواع و اقسام اشجار و گل های گرمسیری در آن نشاندند، کسانی که در آن ایام به قصد گردش روی آب از خرمشهر به آبادان یا به عکس از اروند رود گذر می کردند و به هنگام شب از کنار باشگاه قایقرانی می گذشتند، منظره بدیعی را به چشم می دیدند که غرق در انوار چراغ های سفید و الوان منظره بس رویایی به خود گرفته بود و آوای موسیقی نیز در آن مترنم بود.

پس از ملی شدن صنعت نفت، محل باغی که تا آن موقع استیجاری بود، خریداری گردید و آن محل جزء مستغلات شرکت ملی نفت ایران درآمد و کارمندان ایرانی صنعت نفت به عضویت آن باشگاه درآمدند. اکنون پس از چهل و چند سال خدمت متوالی به علت پیری و فرسودگی، قایق از نظر ایمنی غیرمطمئن تشخیص داده شد و آن را از جای کندند و تمام خاطرات تلخ و شیرینی که از خود به جای گزارده بود با او رفت و بنا به پیشنهاد هیئت مدیره وقت باشگاه وتصویب هیئت رئسیه شرکت ملی نفت ایران-آبادان قرار است ساختمانی مرکب از بوفه و یک سالن و تراس به جای آن احداث و مورداستفاده اعضاء قرار گیرد.

تفریح و پیک نیک در باشگاه

علاوه بر فعالیت های قایقرانی که در بالا ذکر آن به میان آمد و 20درصد اعضاء را به خود مشغول می کند بقیه اعضای باشگاه در ایام تعطیل با خانواده خود از باغ، وسایل بازی کودکان، آب و هوای مناسب استفاده می نماند. از اوایل آبان ماه هرسال در روزهای جمعه یا تعطیل اعضای باشگاه باروبنه می بندند و برای گذراندن یک روز خوش با خانواده خویش به سوی باشگاه قایقرانی رهسپار می شوند. در محوطه چمن باشگاه انواع وسایل بازی و تفریح برای کودکان فراهم گشته و پدر و مادر و اعضای بزرگتر خانواده می توانند بدون دغدغه و بیم و هراس از شیطنت اطفال یک روز خوش را به پیایان رسانند، فقط در مقابل هر شاخه گلی که احیانا کودکان آنان از باغ مصفای باشگاه بچینند پنجاه ریال جریمه نقدی خواهند پرداخت.

وقت‌شناسی با صدای فیدوس

آژیر  "فیدوس" هنوز در اذهان  بسیاری از افراد که تاریخ و گذشته نفت محسوب می شوند بانگ بیدار باش صبح و آغاز کار در تاسیساتی است که با زحمات همین افراد امروزه عمری یکصد ساله یافته است. عمر یکصد ساله ای که به سادگی سپری نشد .

مشخص نمودن و تفهیم ساعت کار به کارکنان ؛ یکی از مشکلات آغاز فعالیت های صنعت نفت در مناطق نفت خیز بود. اما نفت در آغاز راه بود و نظم لازمه تثبیت و ماندگاری آن.

در آن روزگار  "ساعت"  برای بسیاری از افراد دستگاهی لوکس و اشرافی محسوب می شد که طبقات متوسط و فقیر جامعه نه نیازی بدان داشتند و نه یارای خریدنش را ! و کارگران صنعت نفت از میان همین افراد بودند.

کارگران موسمی. چوپانان و کشاورزانی که در مدت حضور در قشلاق به کار شرکت تن می دادند و با فرا رسیدن فصل کوچ ماندن برای آنان بسیار سخت بود و  شگرد متولیان صنعت نفت برای فایق آمدن بر این مشکل ایجاد جذابیت بود و تشویق کارگران موسمی برای ماندن و کارکردن.

تشویق ها و جذابیت های ایجاد شده به مرور موثر افتاد و صنعت نفت دارای کارگرانی گردید که حاضر بودند بمانند و کار کنند.  اما کار هم می بایست دارای نظم و ترتیب می شد و بدین گونه بود که لزوم وجود وسیله ای برای ایجاد نظم کاری در دستور کار قرار گرفت.

خانه ها و کپرهای کارکنان در نزدیکی پالایشگاه ها و کارخانجات بود و راهکار مد نظر این بود که با صدای آژیر گونه ای  بتوان این نظم را بوجود آورد . بدین گونه بود که در ابتدا  سوت های مکانیکی که با جریان فشار باد کار می کردند  و مدتی  بعد نمونه های الکتریکی این سوت ها در تاسیسات نفتی بکار گرفته شدند تا کارگران صنعت نفت  خود را به رعایت ساعات کار عادت دهند. آغاز نصب و استفاده از این آژیر ها در مسجدسلیمان و آبادان بود و به تدریج با کشف و بهره برداری و ایجاد مناطق جدید نفتی ؛ درجاهای دیگر نیز  مورد استفاده قرار گرفتند .

بیشتر نمونه های تهیه  شده  بدین منظور نیز آژیر های ساخته شده در  کارخانجات   SECOMAK  بودند که دارای تجربه ای فراوان در این زمینه بود. آژیرها بر فراز تاسیسات نفتی  قرار گرفتند تا صدای آن در منازل کارگران به خوبی شنیده شده و آنان را به کار روزانه فرا خوانی نماید.

به وسیله همین آژیرها؛ که در آبادان به آنها  "فیدوس" از آنها یاد می کردند؛ کارگران متوجه شروع و پایان زمان کار خود می شدند.

صبح ها قبل از ساعت هفت؛ که زمان شروع کار در پالایشگاه ها و یونیت ها بود ؛ صدای "فیدوس" سه نوبت در فضای محله های کارگری همجوار با تاسیسات طنین انداز می شد تا کارگران از خواب برخیزند و برای حضور در محل کار آماده شوند.

بار اول سه سوت متوالی؛ خواب نوشین بامداد رحیل را از چشم کارگران می ربود تا با شنیدن دو سوت متوالی در نوبت دوم صبحگاهی به محل کار خود رهسپار شده باشند و تک سوت نوبت سوم صبحگاهی آوایی بود که هیچ کارگری دوست نداشت پشت دروازه کارخانه آنرا بشنود چون در این صورت آن روز از کار محروم بود !

چه بسیار کارگرانی که قبل از صدای فیدوس از خواب برخواسته و بر سجاده بودند و بودند افرادی نیز که شب هنگام با توهم صدای فیدوس از خواب بر می خواستند و سراسیمه متوجه اشتباه خود می شدند و باز می‌آرمیدند.

فیدوس ظهر هم یک بار به صدا در می آمد تا کارگران دقایقی را به صرف نهار بپردازند و اهل نماز، نماز بخوانند و پس از آن کار ادامه داشت تا ساعت چهار و نیم  بعدازظهر که صدای فیدوس کارگران را مجاز به رفتن به خانه می نمود.

مسئولیت به صدا در آوردن آژیر معمولا  بر عهده  مسئول مشخص شده برای این کار بود که ساعتی دیواری در اتاقکش نصب می شد و وظیفه داشت در ساعتی مقرر – که معمولا" با رنگ کردن شماره مورد نظر روی ساعت مشخص می شد -  آژیر را به صدا درآورد .

اعلام ساعت کار با فیدوس خاطره بود که در دوران جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران جای خود را به آژیر وضعیت قرمز و سفید در لحظات مرگ بار حملات هوایی داد. آژیرها این بار نه برای فراخواندن کارگران بلکه  برای هشدار به ساکنان مناطق نفت‌خیز برای رفتن به پناهگاه بود تا از حمله دشمن در امان بمانند. بوق ممتد وضعیت قرمز آژیر حمله بود و آخرین صدایی که برخی از اهالی مناطق نفت‌خیز قبل از شهادت آن را شنیدند.

نظر سنجی

نظر شما بازدیدکننده محترم درباره راه اندازی این سایت چیست .

خبرنامه

برای اطلاع از آخرین اخبار و اطلاعیه ها سایت ما در خبرنامه سایت ما عضو شوید .

تماس با ما

تلفن  : 53225174-061

فکس: 53264724-061

پست الکترونیکی : info@abadanmuseum.ir

آدرسآبادان - بریم - حاشیه اروند رود - صندوق پستی 555 - کد پستی : 6316953111